گزارى . امير المؤمنين برپاى خاسته ، دعا كرد آفتاب فرورفته باز برآمد ؛ چنانچه شعاع آن بر كوه و هامون تافت و خلايق روى زمين به رأى العين مشاهدهء اين معنى نمودند و تعجّب بر تعجب مىافزودند و اسماء بنت عميس گويد : از آفتاب در وقت غروب آواز مىآمد ؛ مانند آواز ارّه و خارق مذكور در كتاب طحاوى و شفا و صواعق محرقه نيز مسطور است .
و آنچه بعد از غروب آفتاب بهر اصطفا به مغرب عقبى روى نمود ، آن است : در زمانى كه اختر اوج ولايت متوجه 1453224 خ 0 1 خ كوفه شد ، خواست از فرات بگذرد كه وقت نماز عصر رسيد . با طايفهاى از اصحاب خود به اداى صلوة عصر قيام نمود و ساير صحابه چون به گذرانيدن چهارپايان مشغول بودند ، نماز عصر ايشان فوت شد و در آن باب بعضى از متابعان سخنان بر زبان آوردند . چون امير المؤمنين آن مقالات استماع فرمود ، از قادر مختار مسئلت نمود كه آفتاب بازگرداند . حقّ سبحانه التماس امير المؤمنين را اجابت كرده آفتاب فرورفته را بلند گردانيد تا ساير اصحاب نماز كردند . هنگام غروب چنان آواز هولناك مسموع مىشد كه مردم از استيلاى خوف به تسبيح و تهليل ملك جليل اشتغال نمودند و چندى از اكابر سلف در اشعار خود نيز از اين معنى خبر مىدهند . »
حكيم سنايى مىگويد :
قوّت حسرتش ز بهر نماز * داشته چرخ را ز گشتن باز
تا دگر بار برنشاند برين * خسرو چرخ را تهمتن دين
و متوجه جمال ازلى ، شاه نعمت اللّه ولى كه به هفت واسطه از جانب والد و به شش واسطه از طرف والده - غفر اللّه ذنوبهما - جدّ مؤلّف مىشود ، در ديوان با برهان خود گويد ؛
نظم :
باطن احمد على مرتضى است * ظاهر احمد امام انبياست
آفتاب از حكم حيدر بازگشت * مهر و مه آرى به حكم مرتضى است
سيّد مير حاج انسى گويد :
تا كنى در وقت ادايش آنچه ايزد فرض كرد * باز گرديد از سوى مغرب مكرّر آفتاب
شيخ سعدى شيرازى گويد :
آفتاب از سوى مغرب بازگشت اى مؤمنان * تا بجا آورد امر خالق يكتا على
فغانى گويد :
امام اوست كه قرص خور از اشارت او * به جاى فرض پسين بازگردد از رهِ شام
ملّا حسين سليمى گويد :
آنكه گشت از براى او راجع * مهر دوّار مرتضى علىست