آيه رسيدم كه :
« وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها »
( 43 ) ، فرمود : آن انسانى كه از زمين سؤال كند و زمين با وى اخبار بگويد منم . در اين اثنا ابن الكوا نام شخصى حاضر بود ، گفت : يا امير المؤمنين ، مراد از آيهء كريمهء :
« عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ »
2023224 خ 0 44 خ چيست ؟
و غرض از صاحب اعراف كيست ؟ فرمود : ماييم رجال اعراف كه بشناسيم دوستان و انصار خود را از روىهاى ايشان و بايستيم ميان دوزخ و بهشت . واى بر آن كسى كه انكار او كنيم و در اثناى مكالمه چند مرتبه به ويحك خطاب كرد ؛ يعنى واى بر تو ! حال آنكه ابن الكوا اظهار تشيّع مىكرد و اين سرّ مخفى بود تا جنگ نهروان كه ابن الكوا از جانب خوارج بيرون آمده با لشكريان شاه مردان محاربه كرد و به دركات جحيم و اصل شد و سرّ كار او معلوم گرديد و شخصى ديگر آمده ، گفت : يا امير المؤمنين ، من تو را دوست مىدارم . فرمود : چرا دروغ مىگويى ؟ او گفت : حقّا كه بر سراير و ضماير اطّلاع تمام دارى و خجل شده رفت . آنگاه مرد ديگر آمده ، گفت : يا امير المؤمنين ، من تو را و فرزندان تو را دوست مىدارم و مراعات محامد بيش از پيش بجا آورد و در بيان فضايل و مناقب دودمان آن حضرت سعى موفور به ظهور رسانيد . فرمود : اينكه مىگويى نه از تصديق قلب است بلكه محض نفاق است ؛ زيرا كه محبّان حقيقى و مخلصان تحقيقى ما را علامات و آثار است و ما مىشناسيم ايشان را . پنج كس دوست خاندان ما نشوند ، هرچند جهد نمايند ، اول ) ديّوس ؛ دوم ) مخنّث ؛ سيوم ) پشتانداز ؛ چهارم ) حرامزاده ؛ پنجم ) آنكه مادرش در حالت حيض حاصل كرده باشد . چون آن مرد اين مقالات شنيده ، پيش معاويه رنجيده رفته ، يكى از مقتديان او شد تا همراه مقتداى خود با ملازمان امير المؤمنين جنگ كرده به دركات جهنم رفت . »
عيان است بر محك حبّ آن امام انام * حلالزاده كدام و حرامزاده كدام
منقبت :
هم در كتاب مذكور عمران از پدر خود ميثم تمّار روايت كند كه گفت : « روزى امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - به من فرمود : اگر معاويه تو را طلب نموده ، امر كند كه از من تبرّا كنى چه خواهى كرد ؟ گفتم : هرگز اين كار نكنم و دست از دامن ولاى والاى تو برندارم .
فرمود : و اللّه امر به قتل تو خواهد كرد . گفتم : صبر كنم و از راه محبّت و و داد و طريق اعتبار تو به سبب سر و جان برنگردم .
لمؤلّفه :
اگر سنگ جفا ريزد و گر تير بلا بارد * دل از كويت نخواهم كند تا جان در بدن دارم
فرمود : اگر چنين كنى از آتش دوزخ محفوظ و مصون مانى و با من در بهشت باشى .