سنگين يا بى . بعد از آن بيرون آمد .
امير المؤمنين گويد : سوگند به خدا كه فاطمه هرگز مرا در غضب نياورد و عصيان من در نورزيد تا جان مباركش قبض كردند و من نيز هرگز خاطرش نرنجانيدم . »
و يكى از لطايف اين واقعه آنكه در كتب اهل تذكير مثل سبعيات و غيره در نظر درآمده كه :
« چون سيّدة النّساء از چهارصد درم صداق كه بهاى درع بود واقف شد ، به حضرت رسالت گفت : بنات همهء مردم را صداق درهم و دينار باشد و دختر تو را هم از اين جنس صداق بود .
پس فرق چه باشد ؟ از حقّ تعالى درخواست فرماى كه صداق مرا شفاعت امّت تو گرداند . آن سرور مسئلت نمود . فى الفور به اجابت رسيد و قطعه حريرى جبرئيل - عليه السّلام - آورد ، دو سطرى در وى مكتوب بود . مضمونش آنكه : حقّ تعالى مهر فاطمهء زهرا را شفاعت امّت عاصى پدر بزرگوار او گردانيد . گويند : سيّدة النّساء رقعه را به تبرّكى نگاه مىداشت تا به آخر عمر و چون وقت ارتحال سيّدة النّساء وصيت فرمود كه : اين نامه را با من در قبر دفن كنيد كه چون فردا برخيزم . حجّت خويش گردانيده امّت عاصى پدر خود را به شفاعت رسانم . و حقّ سبحانه سيّدة النّساء را شش فرزند ارزانى داشت ؛ سه از ذكور و سه از اناث . حسن و حسين ، زينب و ام كلثوم و رقيه و محسن كه سقط شد به آن مرض درجهء شهادت يافت . وفاتش بعد از رحلت سيّد المرسلين در مدت شش ماه و به روايتى كمتر در مدينهء سكينه واقع شد . ذكر اوصاف كمال و شمايل آن پسنديده خصال زياده از آن است كه در اين مختصر مذكور گردد . »
و در شواهد النّبوّة مسطور است كه : « اسماء بنت عميس از سيّدة النّساء روايت كند كه :
چون على مرتضى شب اول نزد من آمد ، از وى انديشيدم ؛ زيرا كه شنيدم ارض با وى تكلّم مىكرد . بامداد آن را با رسول حكايت كردم . سجدهء طولانى كرده فرمود : بشارت باد تو را به طهارت نسل ، به درستى كه حقّ سبحانه فضيلت داد [ زوج ] 8082224 خ 0 5 خ تو را بر جميع خلايق و به زمين امر نمود كه آنچه بر وى از مشرق و مغرب بگذرد با وى عرض كند . »
پىنوشتها
شرح
6772224 خ 0 ( 1 ) خ - در نسخهء بم : خطاب فرمود كه جنّت .
5872224 خ 0 ( 2 ) خ - همان : حلّهء .
0972224 خ 0 ( 3 ) خ - همان : شعير .
4972224 خ 0 ( 4 ) خ - « اى ابا حسن ، خداوند از تو پليدى و ناپاكى را دور كناد و پاكيزه فرماياد . »
2082224 خ 0 ( 5 ) خ - از نسخهء بم افزوده شد .