[ مقدمه مولف ]
يا على المرتضوى العلوى هذا كتاب مناقب مدد بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
خداوندا عطا كن نشئهء ذوق * كه آغازم به نامت نامهء شوق
چنان ماه ضميرم كن منوّر * كه خواهد نور ازو خورشيد انور
نگاهى تا ترا جويد ز مستى * كه بىمستيست طاعت بتپرستى
مگر دست زبان اندر زيانم * مگردان جز به حمد خود زبانم
حمد مقدّس اساس و ستايش بىقياس مختصّ ذات قدسى آيات يكتايى كه : « وحده لا شريك له » 8670224 خ 0 1 خ صفت خاصهء اوست و در طلب مشاهد شاهدان جمال موجودات از دم ايجاد گمگشتهء باديهء جستجو ؛ احدى كه برهان حجتش :
« لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ »
9670224 خ 0 2 خ است ؛ صمدى كه شاهد احديتش :
« لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ »
( 2 ) است ؛ و واجب الوجودى كه هستى ممكنات ، تابى از آفتاب جودش ؛ مسجودى كه سيماى جهانآراى وجوه اصحاب عبادت ، اثرى از سجودش ؛ حكيمى كه حكمت بالغهاش مبرّا از شوايب خيال ؛ قديرى كه قدرت كاملهاش منزّه از حوادث زوال ؛ عليمى كه احاطهء علمش ، دايرهء جزء و كلّ است بر وجه كمال ؛ لطيفى كه بهار لطفش ، تازگىبخش خار و گل است به نسايم شمال ؛ قادرى كه كارفرماى كواكب است به قدرت ؛ صانعى كه گوهرآراى طبايع است به صنعت ؛ پادشاهى كه به امر
« كُنْ »
0770224 خ 0 3 خ بارگاه كون و مكان را برپا ساخت و لواى ربوبيّت به خطاب
« أَ لَسْتُ