موضع خويش . به تسبيح و تهليل و تقديس بازگرديد . « 1 » و در اين چند معجزات است .
مشهور است كه : رسول ( ص ) در سفر بعضى از غزاها به صحرايى رسيد .
مكشوف حاجت نتوانست كردن . اشارت كرد به درختى دور از رسول ( ص ) تا با عروق و اوراق بيامد تا آن حاجت گزارد . و گويند : شكافته شد و رسول ( صلعم ) در آن ميان رفت . چون فارغ شد اشارت كرد تا باز جاى خويش رفت . « 2 »
و مشهور است كه : رسول ( ص ) در غزوهء طائف مىرفت ، خواب بر وى غلبه كرد . درخت سدر در پيش آمد و رسول ( صلعم ) خفته بود . « 3 » به فرمان خداى سدره به دونيم شد . و علما گويند : امروز آن درخت قائم است به دونيم و آن را سدرة النبى گويند . « 4 »
در كتاب ثاقب ، عماد طوسى ايراد كرده كه آن درخت امروز بر پاى ايستاده همچنان به دو ساق .
رسول صلى اللّه عليه و آله خواست كه حاجتى گزارد . با يكى از انصار گفت كه : با آن دو درخت خرما بگو تا مجتمع شوند . آن مرد چنان گفت ، جمع شدند . رسول ( ص ) حاجت بگزارد ، ايشان را اشارت كرد باز به جاى خويش شدند . راوى گويد : آنجا رفتم و هيچ نديدم از حدث رسول . به جهت آنكه حدث آن حضرت را زمين فرو بردى . « 5 »
هامش
( 1 ) - الثاقب فى المناقب / 91 .
( 2 ) - الثاقب فى المناقب / 92 .
( 3 ) - يعنى خوابآلوده بود و متوجّه بر سر راه بودن آن درخت نشد .
( 4 ) - الثاقب فى المناقب / 92 .
( 5 ) - الثاقب فى المناقب / 92 .