از سلام نماز آوردم ، نمازها را با هم جمع كردم ، در سفر غير عبادتي نماز [ وروزه ] . بشكستم . ولى من هيچگاه از نظر همگى فقيهان [ ملت ] دور نشدم ، هيچ نماز ابدا از وقت ننهادم . هر گاه در جادهايكه مىرفتيم با شهري ده فرسنگ يا كمتر فاصله مىبود ، كاروان خود را رها كرده ، به ديدار آن شهر مىرفتم وچه بسا كساني را براي همراهى أجير مىگرفتم وشبانه به آنجا مىشتافتم ، تا بتوانم با صرف [ عمر ] مال وكوشش خود را به ياران باز رسانم * .
15 - بارگاههائى كه مشكوكند :
بدان كه در كشور اسلام جاها وبارگاههائى هست كه نسبتش درست نيست ومورد اتفاق نظر نباشد . پس شايسته بود كه اين باب را برايش بسازم تا نادرستى آنها ، كه در جايشان ياد كردهام ، آشكار شود :
در كازرون گنبدى هست بطرف گردنه ، مجوسان پندارند كه ميانهء جهان « 1 » است وجشنى سالانه دارد .
در بيرون ينبع بسوى دريا ، بارگاهى هست كه گويند : زبان زمين بوده ، آنگاه كه گفته است :
أتينا طائعين
( قرآن ( 41 : 11 .
درجشّ « 2 » جائى است كه گويند جاى سلسلهء داود است وبيّنات در آنجا بوده است .
برخى گويند ! قبر آدم نزديك گلدستهء مسجد خيف ( در منا ) است وديگران گويند : نزديك قبر إبراهيم وبرخى گويند در هند است ونيز گويند در تيه است . مردى در إيليا مىگفت : بخواب ديده است كه در پشت كوه زيتا بوده است .
أهل كتاب گويند قبر داود در كوه صهيون است .
هامش
( 1 ) چ ع 445 : 13 .
( 2 ) چ ع 163 : 13 .