باشيم ، پس مىگويم : من نگفتم * همهء فرقههاى اسلام بلكه گفتم : مذهبهاى موجود امروزين ، وپنداشت چيزى بر خلاف آنچه من گفتهام سست مىباشد ، ودرستتر همانست كه من گفتم .
اما چهار بخشي نمودن بندها ، هر چند كه در اينجا به خواست من بوده است ولى در أصول نيز همانند بسيار دارد ، مگر نبينى : كتابها چهارند ، انسان از چهار طبع آفريده شده [ إبراهيم چهار پرنده را پاره پاره بر چهار كوه نهاد « 1 » ] فصلهاى سال چهارند ، رودخانههاى [ جنوبي وكوهها ] چهارند ، [ ملحمهها چهار چهاراند ، چهار شهر از بهشتند ] ، كعبه چهار گوشه دارد ، ماههاى حرام چهارند ، [ شب بر چهار بخش است ، عناصر وبادها چهارند ، ركنهاى اسلام پس از ايمان چهارند وضو چهار كار دارد ، گواهى بر زنا ، به چهار تن تواند بود ، سلام جز در چهار جايز نبود ، مسلمان بيش از چهار همسر نتواند داشت ، چهار بهشت در جهان هست ، تكبير بر جنازة چهار است ، خليفگان راشد چهار بودند ، چهار چيز بر چهار گروه فريضت است ] أبو بكر أحمد بن عبدان در اهواز برايم نقل كرد كه محمد بن معاوية انصارى از إسماعيل بن صبيح از سفيان * حريرى از عبد المؤمن از زكريا أبو يحيى از اصبغ بن نباته « 2 » نقل كرده كه علي ( ع ) را شنيدم گفت : ربع قرآن دربارهء ما وربع آن دربارهء دشمن ما وربعي در سيرت وأمثال وربع چهارم در احكام وفرضها فرود آمده است . اينها نيز أصولي هستند كه انكارپذير نيستند .
14 - رآها كه بازديد كردهام :
بدانكه گروهى از دانشمندان ووزيران در اين موضوع تاليفها
هامش
( 1 ) قرآن : 2 : 260 .
( 2 ) ابن قتيبة . المعارف 301 : 3 ، لغتنامه الف : 2722 .