« مائه » [ مايه ] خوانند ، سوسكى در اينجا هست كه چون شب هنگام بيرون آيد مانند چراغ روشن گردد ، پس جاى روشنائى آن در هنگام روز سبز ديده مىشود . در اينجا سنگى هست كه مانند شكر دانه دانه « 1 » دارد وچون پارهاى از آن را بر پارهء ديگر زنند آتش برآيد . در كاشان آبى هست كه پس از سيراب كردن كشتزار سنگ شود . در قهستان آبى هست كه هر گاه كسى زالو در گلويش مانده باشد واز آن بياشامد فورا آن انگل بميرد ، غارى نيز در آنجا هست كه آب از ديوارهاش مىچكد وسنگ مىشود . درختى بزرگ نيز دارد كه از آن قاشق وميخها سازند « 2 » .
در روستاى غامدان [ قهرار ] چشمهايست كه در بهاران ما هي از آن برآيد وسپس ماري سياه برآيد وپس از آن تا يك سال خشك باشد . در صحن جامع « يهودية » درختى هست كه گويند همانند واق واق « 3 » مىباشد .
كأنها : در روستاى قهستان و « تيمره » ى كوچك وبزرگ كانهاى سيم وزر هست . در « قهستان » معدن موميا هست ، در « ساغند » « 4 » زاج نيكو نزديك به مصرى هست . كوه سرمه « 5 » نيز در خورهء أصفهان است .
وزنها : من ايشان گوناگونست ، « من رى » ششصد ، ورطل ايشان
هامش
( 1 ) متن : شبه السكر محبيّة .
( 2 ) متن : وشجرة تمد شيئا عظيما بها ملاعق ومراود .
( 3 ) دمشقي گويد : در كنيسه جزيرهء « لويزل » درختهائى همانند درخت « واقواق » هست ( نخبة الدهر پ : 385 )
( 4 ) در فرهنگ جغرافيائى إيران ولغتنامه سوقند وساغند هر دو ديده مىشود .
( 5 ) متن : جبل الكحل . سولفور آنتيمونCollyzed , fspahan( لغتنامه . ك 382 ستون 3 )