ساختمانهاى دور از هم ، با يك جامع . آبش مانند آنست كه در دينور گفتم . « كرج » ديگرى نيز هست .
بُرْج : پائينتر از آن در كنار جاده است . پشت سر آن يك آبادي بزرگ است با راهى دشوار ] .
كلياتى دربارهء اين سرزمين
سرزمين سرد ، پر برف ويخ ودلگشا است مردمش اگر أصفهان را جدا گيريم خوش ذوقند . يهوديانش بيش از مسيحيانش هستند مجوسانش نيز بسيارند . فقيهان ومذكّرانش آبرومند وبه نيكى نام بردارند .
[ گرمسير ونخلستانى جز در « صيمره » و « سيروان » ندارد .
نخلستان در همهء كشور اسلام جز « رحاب » هست ، ولى در روم يافت نشود .
أبو عبد اللّه محمد بن أحمد دبّاس ، در ارّجان براي من حديث كرده گفت : قاضى حسن بن عبد الرحمن ، از عقبة بن محمد بصرى ، از أحمد بن أبو عبد اللّه اسلمى ، از أبو قتيبة مسلم بن قتيبة باهلى ، از يونس بن عبد الحارث طائفي نقل كرد كه گفت : از عامر شعبى شنيدم ، مىگفت : قيصر به عمر خطاب نوشت : از قيصر پادشاه روم به عمر خطاب ، اما بعد ، فرستادگانم به من خبر دادهاند كه : نزد شما درختى خشك هست كه از درخت برنيامده است ، همچون گوش خر برآيد ، پس مىشكافد وهمچون لولواى از آن بيرون جهد ، پس مانند زمرد سبز گردد ، پس همچون ياقوت سرخ شود ، سپس چون پالوده نرم گردد ، پس چنان خشك آيد كه تكيهگاه پياده
و