كه دانه را زودتر از گنجشك مىدزدند به همراه خود اطمينان ندارند .
هر گاه كسى به طور سينا وخاور مقدس سوگند خورد كه درست مىگويد ، باز هم راستگو نباشد . وهر گاه به تو نزديك آيد خود فاسق است .
رى شهري است بزرگ پيرامن يك فرسنگ درمانند آن ، ولى حومهء آن ويران شده ، جامع در گوشه شهرك درونى نزديك دژ مىباشد وپس از آن ساختمان نيست . دژ نيز ويرانه است . شهر برونى آباد است ولى بازار ندارد [ مىخواستند درونى را بسازند ولى نكردند ] بازار وساختمانها در ربض است . جويهاى آب از آن مىگذرد ، كاريزها دارد . [ كه با پله پائين روند ] كتابخانهئى [ كه صاحب نهاده بسيار نيست و ] در پائين « روذه » در كاروانسرائى جا دارد . « دار البطيخ » نزديك جامع است .
[ خوار : بر راه « قومس » دراز كشيده است . آبى روان وجامعي زيبا دارد ] . * قزوين : بزرگ وپر تاكستان است . شهركى دارد [ كه جامع در آنست ] در ربض آن دژى هست . از چاهها وآب باران مىآشامند ، نهرى نيز دارد : مرز خوره واز مراكز فقه وفلسفه است . [ در شهرهاى رى مهمتر از آن نيست ، ودر حديث آمده كه قزوين يك در بهشت است .
قم : بارو دارد . روستايش گسترده است . شهري بزرگست ولى متوقف شده رو به ويراني است ونزديك كوير است .
كاشان : شهري آباد ، روستائى نيكو دارد كشتزارهايش بسيار ، گرمابهها نيكو ، نعمت فراوان ، كاريزها در زير وروى زمين دارد .
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي ) — صفحة 584
مساهمون: محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري )
ص٥٨٤