دندانه « 1 » دارد ، هر دندانه آن مانند دستهء بزرگترين « 2 » هاونها است ، وبه زنجيرى آويخته شده كه درازيش هشت ذراع ومحيط كلفتى آن چهار وجب وحلقهاى كه رنجير بدان بسته مانند حلقههاى منجنيق است . پهناى درگاه دروازه ، ده ذراع ودرازاى آن يكصد ذراع است . غير از آنچه زير دو ستون است . بيرون ماندهء ( پهناى آن پنج ذراع است . وهمهء اين اندازهها به زراع سواد « 3 » مىباشد « 4 » رئيس اين دژها در هر آدينه « 5 » باده « 6 » سوار كه هر يك عصائى پنجاه منى از آهن به دست دارند ، به آنجا مىآيد وهر يك از ايشان سه بار با عصايش بر آن قفل ودر مىكوبند تا آنان كه در پشت دروازه هستند با شنيدن صدا از بودن نگهبانان
هامش
( 1 ) متن مقدسي وخردادبه : دندانكه ، نسخه بدل مقدسي : ديكدانه نسخه بدل خردادبه : دندانجه است . وبنا بر اين با خط امروزى مىتوان آن را « دندانگه » نوشت .
( 2 ) متن مقدسي وابن رسته ( البتة به نقل دخويه از نسخهء خطى ، زيرا كه دخويه داستان را به عذر مكرر بودن جملات از خرداد به ص 162 از چاپ ابن رسته ص 149 انداخته است ) : « كدستج أعظم ما يكون من الهواوين » است . البتة مقدسي كه عربزدهتر از ابن رسته وخرداد به است بجاى « كدستج » ، « كيد » آورده است .
( 3 ) چنين است در متن مقدسي وياقوت ، ولى خرداد به آن را « ذراع اسود » آورده گويد : « ذراع إسكندر » يك ونيم « ذراع » اسود » مىباشد ( خردادبه : 168 :
6 ) دخويه از ادريسى « ذراع سوداوى » نقل كرده است .
( 4 ) : در خردادبه اين عبارت پس از عبارت ميان 9 و 12 قرار دارد .
( 5 ) خردادبه : در هر دوشنبه وپنجشنبه رئيس كه مانند خلفا دروازه را به ارث برده است با . . .
( 6 ) خردادبه : با سه سوار كه پلكان همراه مىدارند مىآيد وصبحگاه بر پله بالا مىرود وضربتي بر قفل مىزند پس بازتابى همچون صداى زنبورها شنيده مىشود وخاموش مىشود ، پس ظهرگاه دوباره مىزند وگوش فرا مىدهد پس صدائى بلندتر مىشنود ، وعصر هنگام سومين ضربت را مىزند وهمچنان فريادها را مىشنود وتا مغرب مىماند وباز مىگردد . وغرض از اين كار آنكه . . .