وپيشوايان دارند . مركز شتر وگوسفند وروغن است . در ساختمان ورسم ماهرند . مردانگى ودين دارى ونيكخواهى ايشان را عام وخاص خستوانند . زنان هنگام روز در راه ديده نمىشوند ، آوازهخوان ومىگسار ندارند ، در هيچ يك از دو سو بدعت گزارى نيست ، فقيه وناظر وغير حنيف ندارند ، در همهء جهان نامبردارند . در افروشه « 1 » من از ايشان داستانها ودر املاك قصهها مىدانم . ثروتمندانى با نقدينه وچهارپا . وبه بذل وبخشش نامبردار مىباشند . ولى عيبهائى نيز دارند : منبر « 2 » كه نشان شهر بودن است ندارند . بازارشان در خانهها است وفروشنده زنانند واز سلطان فرمان نمىبرند . * آب براي زمين وباغ كم دارند ، ومانند ارّجان به در چهار « 3 » بخش بندى شده است . بر كرّاميان سخت تعصب مىورزند . حكومتش از ديلميان به سامانيان برگشته است . آسياها زير زمين ، آب از بالا بدانها فرو مىآيد .
جاى اين شهر در كنار بيابان ناپسند است . دو بارو دارد كه خانهها در ميان آن دو مىباشد . مسجد بزرگ در ميان باروى درونى است ، كه يك در ، به آن دارد . ودر ميان آنجا يك دژ بزرگ ويران شده هست .
باروى بيرونى سه در آهنين دارد . خرمنها نيز درون بارو مىباشند .
من از آن رو [ وبه دو دليل ] دربارهء بيار مانند قصبهها درازگوئى
هامش
( 1 ) متن عربى : وفي الافروشه عندي علم واخبار .
( 2 ) براي فرق ميان شهرهاى منبردار وبىمنبر ص 257 پانوشت 1 .
( 3 ) متن بالطرجهارة يقسم على ارجان . در اثر كمبود آب ناچار روز را به چهار بخش تقسيم مىكردهاند .