مىگرفت ] . « 1 » سگستان : نيز چند رودخانه دارد كه شهرها وآباديها را سيراب مىكنند ، يكى از آنها هيرميد « 2 » است كه از پشت غور به جنوب سرازير مىشود وبه بست رسيده در يك مرحلگى زرنج شاخ شاخ شده [ هر دو خوره را سيراب مىكند ] نهر طعام به روستاها سرازير شده به نيشك مىرسد . سپس نهر باشترود « 3 » از آن جدا شده [ چند روستا را سيراب كرده نهرى ديگر بنام سناروذ از آن جدا مىشود ] كه بست وچند دية ديگر را سيراب مىكند وبه كزك « 4 » مىرسد . در اينجا بندى بر آن بستهاند كه آب را از هدر رفتن به درياچه باز مىدارد .
نهر فره نيز در اين خوره است كه از نزديكى غور برخاسته پيرامن آن را سيراب وزيادى آن به درياچهء صنط مىريزد ، واز آن در نزديك كرمان درياچهاى شيرين مىسازد كه همهء آن آبها در آن گرد مىآيد ، بيش از بيست فرسنگ [ دو مرحله ] درازا ويك مرحله پهنا دارد ، وما هي بسيار از آن برداشت مىكنند . پيرامن آن آبادىها ونيزارها هست كه بطايح عراق را مىسازد .
رودخانهء هرات ، از زير غور برخاسته در آغاز اين خوره دو شاخه شده يك شاخ به درون * قصبه رفته از كوچههاى شهر گذشته به باغها مى -
هامش
( 1 ) همين روايت در ص 299 : 19 از أبو بكر عبدوى نقل شده است .
( 2 ) هيرمند ص 304 پانوشت 5 .
( 3 ) استخرى ع 243 سنارود پ 195 .
( 4 ) استخرى ع 244 : 2 پ 195 .