جايش بيان كردهايم . ] غرج ، كوه « 1 » وشار شاه است . پس معنى تركيبي آن ، كوهستان شاه است « 2 » عوام آن را غرجستان نامند . شاهان آنجا تا به امروز شار ناميده مىشوند . ناحيتي پهناور با ديههاى بسيار است وده منبر دارد كه مهمتر از همه ابشين « 3 » كه جايگاه شارها « 4 » است وكاخهايشان در آنست .
جامع زيبا وكاروانسراها دارد [ كه شار فقيه فاضل أبو نصر محمّد بن أسد وپيشينيانش ساختند . ] ونهرى دارد كه نهر مرو رود نيز هست .
شورمين : نيز از شهرهاى اين سرزمين است . اين دو در بزرگى به يك ديگر نزديكند .
بليكان : « 5 » نيز از همانها است ودر كوهستان است .
اين ولايت را دروازههائى آهنين است كه هيچكس بىاجازت نمىتواند درون آيد . * در آنجا دادگسترى درست ودقت ديد ، وباقي ماندهء سنتهاى عمرين « 6 » وعاداتى خوش آيند هنوز ديده مىشود . نه ستمى از فرمانروايان
هامش
( 1 ) ياقوت اين تعريف را از مقدسي نقل كرده است ( 3 : 785 : 10 - 15 )
( 2 ) چنانكه عكس اين ترتيب در مرو شاه جان در ص 299 گذشت .
( 3 ) بشير : ياقوت 3 : 785 : 12 .
( 4 ) متن : شاريين .
( 5 ) بليكان استخرى ع 272 : 2 پ ندارد ، ياقوت 1 : 729 : 16 وحوقل 444 ) .
( 6 ) كنايت از أبو بكر وعمر است ص 360 .