كسيفه « 1 » رسيدم ، در آنجا هيچكس نيافتم ، ناگهان پنج سوار مرا گرفتند وبا زور مرا بجايگاه خودشان برده مهمان كردند . من چون ديدم كه هر شب در جائى مهمان هستم وخدا مرا بر مىگرداند « 2 » دوباره به شهر خود بازگشتم وهمان سال را با سواري وتوشه رهسپار حج گشتم .
بخش نخست پايان يافت وبخش دوم سرزمينهاى إيران است كه با إقليم خاوران آغاز خواهد شد
هامش
( 1 ) ص 173 ديده شود .
( 2 ) شايد مىگويد : خدا براي من حج بىزاد وتوشه نخواسته بود .