تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
هستند ، با آنكه شهرهايشان اندك هستند ، وچقدر زبيد وهجر ناچيزند با آنكه شهرها بسيار دارند ؟ ! « 1 » .

تاهرت :

نام قصبه نيز همين است . بلخ مغرب بشمار مىرود . رودخانه‌ها وباغها پيرامن آن را پر كرده وشهر در بستانها فرو رفته است ، چشمه‌ها در اطرافش مىجوشند وارزش اين سرزمين را بالا مىبرند ، بيگانه در آنجا زود به نوا مىرسد وصاحبدل را خوش مىآيد ، تا آنجا كه به غلط آن را بر دمشق ترجيح داده‌اند وبر قرطبه كه آن را نيز نادرست مىپندارم شهري بزرگ وپربركت ومرفّه وخوش هوا است ، بازارهاى زيبا وآب فراوان ومردمى نيكوكار دارد . ساختمانش كهن واستوار وشگفت‌انگيز است ، ولى كجا مىتوان مغرب را با شام قياس كرد ، در كجاى اسلام مانند دمشق يافت مىشود ؟ * قرطبه نيز نام ونشانى ديگر دارد .
هامش
( 1 ) شايد « شهر » هاى ناچيزتر از « دية » به سبب رژيم فرمانروايانه عرب پيش از قرن چهارم باشد كه در عربستان به ديه‌هاى كوچك نيز مركزيت شهري مىداده ، حق داشتن « جامع » و « منبر » وبرگزارى نماز آدينه مىدادند واز جزيه معاف مىداشتند اما بسيارى از شهرهاى بزرگ غير عرب را از اين حقوق محروم مىكرده وجزيه دريافت مىكردند . ص 393 و 282 و ( متز 2 : 269 از اصطخرى ، 58 ) هر شهر مىتوانست چندين مسجد داشته باشد ولى داشتن جز يك جامع مجاز نمىبود . ( سيوطى ، حسن المحاضره 2 : 155 ) .