غافق : ناحيتي است گسترده پر آبادي وهفته بازارها ، نزديك دريا وبرخى آن را از آفريقا شمرند .
ذات الحمام : شهريست كه بتازگى ساخته شده . از كسى كه از أبو العباس ابن الراعي دربارهء آن مىپرسيد ، شنيدم كه مىگفت : ساختن اين شهر يكى از علامات ظهور فاطمى در مصر است . [ وبرخى آن را از واحات بشمار آرند ] .
افريقيه « 1 »
قيروان : مركز اين سرزمين است . دلباز وبزرگ خوش نان وگوشت است ، درازاى ميوههاى متضاد در كوه ودشت ودريا ونعمتهاى گوناگون ودانش بسيار وارزانى شگفت آور است للّه . گوشت پنج من به يك درم وانجير ده تا « 2 » از مويز وخرما وانگور وزيتون كه مپرس ! بارانداز مغربيان ومركز بازرگانى در دريا است . هيچ جا بيش از اين سرزمين شهر ندارد . مردى سازگارتر از ايشان نباشد ، همه حنفي ومالكي وبا نرمشى شگفتانگيز هستند . در ميان خود كشاكش وتعصب ندارند در پرتو نور خدا بكار خويش مىپردازند ودل از كينه تهى دارند . خود فخرآور مغرب ومركز سلطنت ويك پايگاه است . از نيشابور مرفّهتر واز دمشق بزرگتر واز أصفهان محترمتر است ولى آب ايشان سست
هامش
( 1 ) اين عنوان افزودهء ترجمان ، از روى فهرستى است كه مؤلف در ص 216 :
13 داده است .
( 2 ) شايد : ده من !