اين تواند بود . نبينى كه تمساحها در خورهء فسطاط با اينكه بزرگ وبسيارند به كسى زيان نرسانند ؟ در نزديكى قصر شمع در فسطاط يك زن سنگ شده هست كه يك سبد « 1 » سنگى بر سر أو است . گويند وى كازر زنى بود فرعونيان را ، كه موسى را بيازرد پس مسخ شد .
در راه صعيد خانههاى بسيار بنام برايى « 2 » هست كه نقاشىهاى بسيار در آنها ديده مىشود . در آنجا ودر هرمها نقش ونگار بسيار ديده مىشود .
در حلوان غارهاى ترسآور وشگفتانگيز كه آدمي در آنها گم مىشود هست ، گويند از آنها به قلزم نيز راه هست ، صاف است آنچنان كه گوئى آب نمك روى آن گذرانيدهاند [ در آنجا گرمابهاى هست كه روى آن نيز گرمابه است ] منارهء اسكندريه : پايهاش در جزيرهاى كوچك نهاده شده كه از راهى باريك كه با سنگ استوار شده بدان مىرسند ، بطورى كه آب از باختر با مناره وباروى شهر بر مىخورد . ولى مناره در [ شبه ] جزيره است ، سيصد أطاق در آن هست كه سوار با اسبش به برخى از آنها مىرسد وباقي را مىتوان پياده رفت . مناره بر همهء شهرهاى كرانه مسلط مىباشد . گويند در آن آئينهاى « 3 » بوده است كه هر كشتى را كه از بندرى
هامش
( 1 ) در متن چ ع 211 : 3 سفل آمده كه گويا تصحيف سفد باشد .
( 2 ) جمع بر با ( نديم پ 633 ) از ريشهء قبطي است ( ياقوت 1 : 531 ) .
( 3 ) اين آينه در أدبيات فارسي بنام آينه سكندر وجام جم معروفست كه در شعر حافظ نيز آمده وچندين كتاب بدين نام تأليف شده است ( ذريعة 1 : 50 - 51 ) .