مىبرند ، گذران مىكنند . شمار ايشان نيز اكنون كاهش يافته است .
كوه جولان : برابر آنست از سمت دمشق چنانكه ياد كردم . من در آنجا أبو إسحاق بلوطى را با چهل مرد پشمينه پوش ديدم كه در مسجدى گرد مىآمدند . أو را دانشمندى يافتم كه در فقه پيرو سفيان ثوري بود .
خوراك ايشان بلوط بود كه ميوهاى به اندازه خرما ولى تلخ است . ايشان پوست آن را كنده [ در آب مىافكنند ] تا شيرين مىشود [ سپس خشكانده ] آرد مىكنند وبا جو بيابانى كه در آنجا مىرويد مىآميزند [ ونان مىپزند . اين دو كوه هواي خوش وميوه بسيار دارد ] .
كوه لكام : آبادترين كوههاى شام وبزرگترين * وپرميوهترين آنها است وامروز به دست ارمنيها است ، طرسوس پشت آن وأنطاكية زير آنست .
حكومت : قدرت در اين سرزمين به دست فرمانرواى مصر مىباشد ، ولى در گذشته سيف الدولة [ از بنى حمدان ] بر بخش بالاى آن دست يافته بود .
ماليات : ماليات در اينجا سبك است مگر بر مسافرخانهها كه در بارهء بيت المقدس گفتم « 1 » . ولى حمايت دارى گرانست ، بر قنسرين ومركزها سيصد وشصت هزار دينار ، بر أردن يكصد وهفتاد هزار دينار ، بر فلسطين دويست وپنجاه ونه هزار دينار ، بر دمشق چهارصد واندى هزار است .
ودر كتاب ابن خردادبه « 2 » خواندم كه خراج قنسرين چهارصد هزار دينار
هامش
( 1 ) ص 235 : 2 .
( 2 ) ابن خردادبه ص 75 : 6 .