دهاتىها ودبيران كسى لبّاده نپوشد . پوشاك مردم دية وروستاى إيليا ونابلس تنها يك تكه پرده است بي شلوار . ايشان فرنها « 1 » دارند ، روستائيان تنور كوچك زمينى دارند كه ته آن سنگريزه است ، پس خاشاكها پيرامون آن بيفروزند وچون سرخ شود قرص نان را بر سنگها پهن كنند . در آنجا طبّاخان عدس وبيسار « 2 » مىپزند وباقلاى تازه را در روغن سرخ كرده ، با زيتون خوراك عرضه مىكنند . ترمس « 3 » را نمك زده بسيار مىخورند . از خرنوب شيرينى بنام قبّيط « 4 » سازند وهر شيرينى كه از * شكر سازند ناطف « 5 » نامند . در زمستان زلابيه « 6 » بي پنجره از خمير سازند .
بيشتر اين رسم وآئينها در مصر وكمي از آنها در عراق واقور « 7 » نيز ديده مىشود .
كأنها : آهن در كوههاى بيروت ، خاك سرخ خوب « 8 » در حلب وپستتر از آن در عمان است . كوههائى سرخ رنگ دارد كه خاك آن سمقه « 9 » ناميده مىشود وخاكش سست است ، كوههائى سفيد نيز بنام
هامش
( 1 ) متن : ولهم الافرنة به معنى تابه ، ساج . از ريشهء لاتينى است ( منجد ) .
( 2 ) بيصار نوعي باقلا ( لغتنامه ، دزى ) .
( 3 ) باقلاى مصرى .
( 4 ) ص 255 پانوشت 12 .
( 5 ) چكانيده ، نوعي شيرينى است .
( 6 ) زولبيا ، زولوبيا ، نوعي شيرينى ( لغتنامه ) .
( 7 ) ن . ك : ص 190 .
( 8 ) متن : مغرة . كه بدان رنگ كنند چ ع 181 : 2 .
( 9 ) سماق نوعي سنگ سفيد ، ( لغتنامه : س 619 ) . چ ع 459 : 8