ابن إسحاق بن * خزيمة از أبو عمار [ حسين ] بن حريث مروزى ، از أبو موسى فضل از عيسى بن عبيد ، از غيلان بن عبد اللّه عامري ، از أبو ذرعه از عمرو بن جرير از پيغمبر روايت كرد كه خدا به من وحى كرد :
به هر يك از اين سه جا كه بروى دار الهجرة خواهد بود : مدينة ، بحرين ، قنسرين « 1 » .
اگر كسى بگويد : چرا حلب را قصبهء اين خوره شمردى ، در صورتي كه شهري همنام خود خوره در آنجا هست ؟ به أو پاسخ داده شود كه :
ما گفتيم : قصبهها همچون فرماندهانند وشهرها همانند سربازان ايشان باشند . پس نشايد كه ما حلب را با آن همه بزرگى كه جايگاه سلطان ومركز ديوانها است ، ونيز أنطاكية بدان آبادي وبالس با آن ساختمان را پيرو شهر كوچك وويران قنسرين بشناسيم ! اگر كسى بگويد : مگر تو همين رفتار را با شيراز نكردى ، كه إصطخر وشهرهايى را پيرو آن بر شمردى ؟ پاسخ گوئيم : آرى ! چون پيرامن شيراز را چند شهر فرا گرفته وإصطخر دور افتاده مىبود ما آن روش را پسنديديم . چه بسا روش گزينش نيز در اين دانش از استدلال برتر باشد ! چنانكه دربارهء مكاتب نيز گفتم « 2 » . مگر نبينى كه گاه
هامش
( 1 ) اين حديث را ياقوت نيز آورد . است : 4 : 185 : 20 ابن شحنه : طبري وترمذى نيز اين حديث را آوردهاند ( دخويه ) .
( 2 ) ن . ك . ص 45 : 17 « مكاتب » نوعي قرارداد بوده است كه ميان بردگان ومالكشان بسته مىشد . طبق اين قرارداد ، برده در مدت معيّن خود را از مالكش بازخريد مىكرد شايد ، در زمان مؤلّف مقدسي ، بكار بردن ماه وروز إيراني براي تاريخ ، بقيه در صفحهء بعد