نخستين دية پس از طوفان ونخستين شهر بود كه در جزيره ساخته شده نوح براي هر مرد كه با وى بود بشمار ايشان در آنجا خانه ساخت .
جزيرهء ابن عمر : شهري بزرگست كه آب از سه سو بگرد آن مىگردد . دجله ميان شهر وكوه قرار گرفته است ، زيبا ودلگشا است .
ساختمانها از سنگ در شرق دجله است ، در زمستان گل شل دارد .
باعيناثا : زيبا ودلگشا است و 25 كوى دارد كه در ميان آنها باغها وآبست ومانند آن در عراق نباشد . جمع وجور وارزانى است .
بلد « 1 » : پر درآمد است كاخهاى * خوش ساخت وگشاده از سنگ وگچ بسيار دارد . بازارها وجامع در ميان شهر است .
اذرمه : كوچك ودر بيابانست ، آشاميدنى ايشان از چاه وساختمانها گنبدى است .
برقعيد : نيز چنانست ولى بزرگتر .
نصيبين : از موصل كوچكتر ولى دلگشاتر ودلبازتر وپر ميوه است .
گرمابههاى زيبا وكاخهاى مجلّل دارد . مردم مرفه وخوش برخوردند .
بازاراش از يك دروازه تا دروازهء ديگر است . دژى از سنگ وآهك دارد . جامع در ميان شهر است . از كژدمهايش پناه بخدا ! دارا : كوچك وخوش است ، جويى دارند كه به همهء شهر مىرسد ، از روى بأمها مىگذرد وبه مسجد جامع مىرسد وسپس به دره مىريزد .
ساختمانها با سنگ سياه وآهك است .
سنجار : در بيابانى پر نخل واقع است . كفشگران بسيار دارد
و
هامش
( 1 ) چون « بلد » را « بلط » نيز مىنوشتهاند ( ياقوت 1 : 715 ) وچون نسبت بدان را امروز در عراق ، بجاى « بلدي » ، « بلداوى » تلفظ مىكنند گمان مىرود كه از ريشه آرامى باشد نه عربى .