سرزمين اقور « 1 »
اينجا نيز سرزمينى گرانقدر است وارجمند ، زيارتگاه پيغمبران وجايگاه أوليا [ وبسيارى از محدثان ودانشمندان ] در آنست .
هامش
( 1 ) ياقوت در واژهء « جزيرهء اقور » گويد : ميان دجله وفرات وديار مضر وبكر در همسايگى شام است ( 2 : 72 ) ، در واژهء « حران » گويد : شهر بزرگ جزيرهء اقور است ( 2 : 231 : 9 ) ودر واژهء « اثور » گويد : نام باستانى شهر موصل است وبرخى آن را « اقور » گويند وبرخى آن را نام خورهء اين جزيره مىدانند ( 1 : 119 ) ودربارهء « اقور » گويد نام خورهايست در جزيره يا نام همهء آن جزيره است كه در ميان موصل وفرات است ( 1 : 340 ) .
مقدسي در همين كتاب چ ع 28 ، 33 ، 124 و 136 واژهء « اقور » را بكار برده است . ما در پانوشت چ ع 28 نسخه بدل آن را بصورت « اثور » ودر چ ع 33 « آقور » ودر ص 124 به صورتهاى « اثور » و « اقور » مىبينيم .
نيامدن اين واژه در كتابهاى تاريخ وجغرافيا پيش از مقدسي ، وترديدى كه ياقوت چنانكه ديديم در ميان دو واژه « اثور » و « اقور » نشان داده است ، احتمال يكى بودن اين دو ريشه وتصحيف در كتابت را به ميان مىآورد . بويژه كه صداى « اقور » با فأي سه نقطه با تلفظ « اثور » نزديك است . حرف « ف » با سه نقطه را أديب نطنزى در « دستور » خود يكى از شش حرف ويژهء پارسى شمرده كه تلفّظى همانند «V» لاتين داشته است . امروز نيز برخى از فرهنگستانهاى شرقي آن را پذيرفتهاند ( فرهنگنامههاى تازى به فارسي ص 20 ) .