وپردهها آرايش كنند . بر روى جنازهء بانوان گنبدى بلند وچشم گير مىنهند .
هريسهپزها ، بالاى دكان خود خلوتى فرش كرده با سفرهء آراسته ونوكر وتشت وإبريق واشنان دستشوئى آماده دارند ، چون مشترى از آنجا به پائين باز گردد يك دانق ازو مىستانند .
چون آغاز فصل بنفشه باشد آن را آراسته ودر بازارها بگردانند .
بر در مسجدها وضوگاهها ( آبريزها ) به كريه هست . سخنرانان [ كه بيشترشان هاشمي نژادند ] قبا وبر روى آن كمربند پوشند ، أذان را با آهنگ نياميزند ، عادتهاى نيكوى ديگر نيز دارند .
آب : آبهاى اين سرزمين از دجله ، فرات ، زاب ونهروان است كه بدانها كشت كنند . آب در بصره كم است وبا كشتى از إبله به آنجا مىرسانند . آب خود بصره گوارا نيست [ وتنها بينوايان آن را مىنوشند گويند : يك سوم آن آب دريا ويك سوم آب جزر وسه ديگر پليدى است .
زيرا كه چون جزر شود وكرانهء نهرها برآيد مردم بر آن پليدى كنند ، سپس دوباره مد آيد وپليديها را بردارد « 1 » . چون هواي جنوبي بوزد آب گرم شود . در بصره ميان * ربعيان شيعي وسعديان سنّى تعصبهاى وحشيانه رخ مىدهد ، روستائيان نيز بدان درآيند . وكمتر شهر است كه در آن تعصب بر بيگانه مذهبان يافت نشود .
هامش
( 1 ) متن عربى چنين است : ثلثه ماء البحر وثلثه ماء الجزر وثلثه ماء الحجر ( گويا : جحر ) لأن الماء إذا جزر شمرت شطوط الأنهار ، فبلذ الناس عليها ، ثم يقبل المدّ فيحمل تلك البلاذات . . . ريشهء « بلذ بلاذا » در عربى نيامده است ، گويا مؤلف آن را از پليد فارسي ساخته باشد !