گويند نه چنانست بلكه سنگ سست وسفيد رنگ است . قطرب گويد :
زمين سخت باشد .
گرمابههاى شهر خوب است ، ما هي وخرماى نيكو وپر گوشت ، سبزى ، پنبه ، شير ، دانش وبازرگانى دارد ، ولى كم آب ، بد هوا ، گنديده وپر آشوب است .
ابلّه : بر دجله دم دهانهء نهر بصره ، در سمت شمال است . مسجد جامع در بالاى شهر ، آباد وبزرگ است ، جمع وجورتر ومرفّهتر از بصره است .
شق عثمان : برابر آن در سمت جنوب . مسجد جامع در آخر شهر وزيبا مىباشد . ديگر شهرها نيز در كرانهء نهرهاى دو طرف دجلهاند در خاور وباختر ، جنوب وشمال ، همگى فراخ ومهم هستند .
آبادان « 1 » : شهري در كرانهء جزيرهايست كه ميان دو نهر دجلهء عراق ونهر خوزستان قرار دارد . پس از آن نه شهر ونه دية هست وهمه دريا است . كاروانسرا وعابدان ونيكوكاران دارد . بيشتر مردم حصير بافند ولى آب كم است ودر محاصرهء دريا مىباشد . [ پيغمبر گرامى گفته است :
هر كس از شما آبادان را « 1 » ديد در آن رباط بندد ، زيرا كه اين شهر مشتى گل از بيت المقدس است ، طوفان نوح آن را بدانجا انداخته ، روز قيامت بجايش باز خواهد گشت . شهر جعفريه « 2 » در طرف باديه است كه به دست قرامطه افتاده است ] .
هامش
( 1 ) متن : عبادان .
( 2 ) بيرونى 206 : 13 : ناحيت جعفر ( دخويه ) .