روبهرو هستيم كه خود را به نوعى به اسلام عزيز منسوب كردهاند و سخت متشتت و پراكندهاند ؟
افزون بر اين ، از قتادة نيز نقل شده كه در ذيل آيهى كريمهى
« لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ » *
چنين گفته است :
آن عبارت است از اديان ششگانهى : ايمانآورندگان ، يهوديان ، صائبان ، نصرانيان ، مجوسيان و مشركان ؛ همهى اين اديان در دين اسلام داخل مىشوند ، ولى اسلام در هيچ يك از آنها داخل نمىشود ، بىترديد مشيت و قضاى الهى بر آنچه كه حكم فرموده و فرو فرستاده ، تعلق گرفته است ؛ يعنى دين خود را بر تمام اديان پيروز خواهد كرد ، هرچند كه مشركان را ناخوش آيد . « 1 »
همچنين ابن جزّى مىنويسد :
اظهار اسلام يعنى بلند پايهترين و قوىترين اديان قرار دادن آن ، تا جايى كه شرق و غرب عالم را فراگيرد . « 2 »
و همين معنا براى « اظهار » از ابو هريرة نيز نقل شده است ، چنانكه جمعى از مفسران بدان تصريح كردهاند . « 3 »
در الدر المنثور نيز مىخوانيم :
سعيد ابن منصور ، ابن المنذر و بيهقى در سنن خود ، از جناب جابر نقل كردهاند كه دربارهى آيهى كريمهى :
« لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ » *
چنين گفته است : « اين وعده محقق نمىگردد تا اينكه هيچ يهودى و نصرانى و صاحب شريعتى باقى نماند ، مگر آنكه به شريعت اسلام گرويده باشد » . « 4 »
مقداد بن الأسود نيز مىگويد كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم چنين شنيدم :
بر روى زمين هيچ خانهى گلين يا خيمهى پشمينى باقى نمىماند ، مگر اينكه قانون اسلام در آن داخل مىشود ؛ يا با حفظ عزّت و احترام اهل آن يا با ذلت و خوارى ايشان . يا آنان را عزت مىبخشد ، پس خداوند آنان را از اهل خود قرار مىدهد و عزيزشان مىگرداند ، يا آنان
هامش
( 1 ) . الدر المنثور / سيوطى / ج 4 / ص 174 .
( 2 ) . تفسير ابن جزّى / ص 252 .
( 3 ) . تفسير الطبرى / ج 14 / ص 215 ؛ التفسير الكبير / ج 16 / ص 40 ؛ تفسير القرطبى / ج 8 / ص 121 ؛ الدر المنثور / ج 4 / ص 176 .
( 4 ) . الدر المنثور / ج 4 / ص 175 .