، گلدزيهر يهودى « * » « 1 » ، ولهوسن « * * » « 2 » ، پروكيلمن « * * * » « 3 » و دونالدسن « * * * * » « 4 » را با نام مستشرق راهى كشورهاى اسلامى كرد تا شايد از طريق عمليات شبههسازى و تريدافكنى ، اذهان افراد غير متخصص و غير آشناى با مبانى دقيق اسلامى را مشوب سازنند و از طريق آنان در پيكره جامعهى اسلامى ، رخنه ايجاد كنند . متأسفانه در اين باب به توفيقاتى هم نايل شدند و اسلامگرايانى چون احمد امين و محمد رشيد رضا را به اين دام كشيدند ، به گونهاى كه در بررسىهاى مهدىشناختى اينان به راحتى مىتوان رگههاى رسوبات استشراقى را مشاهده كرد .
3 . حمايت از خودباختگان سرسپردهى داخلى ؛
كوتهفكران و سيهدلانى چون احمد كسروى ، شريعت سنگلجى ، سلمان رشدى ، و اخيرا احمد الكاتب كه براى « منوّر الفكر » ناميده شدن در جامعه ، و كف و هوراهاى مادام و مسيوهاى ماوراى بحار ذوقزده مىشدند و غش مىكردند ، طعمههاى خوبى بودند كه سيهفكران سلطهجو و حليهباز آنان را به راحتى با اعطاى مدالهاى حلبى « نويسندهى آزادانديش » و « متفكر منصف » و « پژوهندهى روشنفكر » به دام خود بكشند و به اصطلاح روانشناسان ، آنان را « شرطى » كنند ؛ يعنى مستقيم يا غيرمستقيم به آنان گوشزد كنند كه هر لقب و عنوان يا كف و هورا در برابر يك ضربه به اصول و باورها يا يك دهنكجى به مفاخر و ارزشها نصيبشان خواهد شد . در اين ميان ايدهى ناب و قرآنى « مهدويت » نيز توسط برخى از اين دينفروشان ، مورد معامله قرار گرفت .
هامش
( * ). rehizdloG zangI( 1 ) . اين شرقشناس ! مجارى الأصل يهودى تبار ، ايدهى « مهدويت » را اسطورهاى مىداند كه ريشه در باورهاى باستانى پيش از اسلام دارد ! وى اين گمانهزنىها را در كتاب « العقيدة و الشريعة فى الاسلام » منعكس ساخته است .
( * * ). nisuahlleW( 2 ) . نظرات وى دربارهى « مهدىباورى » در كتابش « الخوارج و الشيعة » منعكس شده است .
( * * * ). namlikorP( 3 ) . وى در اثر خود « تاريخ الشعوب الاسلامية » ، برداشتى ناشيانه و غير علمى از « مهدويت » و منشأ آن در جهان اسلام ارايه كرده است .
( * * * * ). nisidlanoD( 4 ) . « عقيدة الشيعة » كتابى است كه دونالدسن به دور از همهى موازين تحقيقى نگاشته و از جلمه تصويرى معكوس و محرّف از « مهدىباورى » به دست داده است .