اگر امام مهدى انسانى زنده است كه در طول يازده قرن با نسلهاى پياپى هم عصر بوده و در قيد حيات به سر برده ، چگونه توانسته چنين عمر طولانى و دراز مدتى را بدست آورد ؟ اساسا چگونه ممكن است پذيرفت وى از گسترهى شمول قوانين طبيعى و زيست شناختى موجب پيرى و ناتوانى و سرانجام مرگ بر كنار مانده است ؟ « 1 »
مىتوان اين شبهه را به صورت يك سؤال علمى كلى بدين صورت مطرح كرد : اساسا آيا ممكن است كه انسانى بتواند براى قرون متمادى به زندگى مادى بپردازد ؟ جهت پاسخگويى به اين شبهه ، بايد نخست به شكل كلّى مسألهى « امكان تداوم حيات » را بررسى كنيم .
براى « امكان » سه نوع مىتوان در نظر گرفت :
1 . « امكان عملى » ؛ در خصوص پديدههاى ممكنى است كه عملا و بالفعل تحقق يافتهاند .
2 . « امكان علمى » ؛ در خصوص پديدهاى كه صرفا از منظر علمى ، ممكن شناخته شده است ، يعنى دانش بشرى وقوع آن را محال ارزيابى نمىكند ، مطرح مىگردد .
3 . « امكان منطقى » ؛ اين اصطلاح در مورد امورى كه عقل آنها را محال و غير قابل تحقق نمىشمارد ، عنوان مىشود .
اكنون بحث مورد نظر خود را در قالب « امكان منطقى » تعقيب مىكنيم ، پرسش اين است كه آيا صدها سال ادامه يافتن عمر يك انسان از جهت « امكان منطقى » قابل پذيرش است يا نه ؟
پاسخ : آرى ! قطعا قابل پذيرش است 1 و برخوردارى از عمر فوق طبيعى در دايرهى محالات عقليه قرار ندارد ؛ هرچند كه براى ما ملموس و محسوس نيست . ولى به هر روى تاريخدانان و وقايعنگاران متعددى ، حكايات و رخدادهايى را در اين باب به ثبت رساندهاند و برخى نشريات علمى نيز ، مواردى از اين دست را گزارش كردهاند كه بدين ترتيب زمينهاى براى انكار و بعيد شمردن آن ، باقى نمىماند .
افزون بر آنكه ، اين ناباورى در مورد انسان مسلمان با شنيدن سروش وحى از كلام اللّه مجيد ، به كلّى از ميان مىرود ، آنجا كه دربارهى نوح نبى عليه السّلام مىفرمايد :
بىترديد ما نوح را به سوى قومش فرستاديم ، پس در ميان آنان نهصد و پنجاه سال درنگ كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) . اين شبهه از قرنها پيش ، در كتب عقايد مطرح شده و بزرگان شيعه نيز به آن پاسخ دادهاند كه ما تنها به برخى از آنها اشاره مىكنيم .
( 2 ) . عنكبوت / 14 .