حديثى كه در آن عبارت « مهدى كسى جز عيسى بن مريم نيست » به چشم مىخورد ، توسط ابن ماجة نقل شده كه حديث ضعيفى به شمار مىرود . ابن ماجة حديث را از يونس و او از شافعى و او از شيخى ناشناخته از اهالى يمن حكايت كرده است كه سندش از هيچ حجّيت و اعتبارى برخوردار نيست و اين فرد در اسناد ابن ماجة نقشى ندارد ، بلكه محور اصلى ، يونس بن عبد الاعلى است كه اين حديث را از شافعى نقل كرده است و در كتاب « خلعيّات » و غير آن چنين آمده است : « يونس از شافعى براى ما روايت كرد » و تعبير نشده كه « شافعى براى ما روايت كرد » . سپس مىافزايد : « از روايت محمد بن خالد جندى » و اين عمل نوعى پنهانكارى و بزك كردن مطلب است كه بيانگر غيرقابل اعتماد دانستن محمد بن خالد است . برخى نيز ادّعا كردهاند كه شافعى چنين حديثى را روايت نكرده است . « 1 »
به جهت انبوه اشكالاتى كه بر محمد بن خالد جندى وارد شده است ، برخى از اصحاب امام شافعى ، وى را از روايت اين حديث تبرئه كرده و شاگرد وى يونس را به دروغپردازى و نسبت ناروا دادن به استادش متّهم ساخته و ادّعا كردهاند كه امام شافعى در خواب به ايشان گفته است :
يونس بن عبد الاعلى بر من دروغ بسته است ، اين حديث را من روايت نكردهام . « 2 »
و ابو الفيض غمارى حديث « مهدى كسى جز عيسى بن مريم نيست » را به هشت دليل تكذيب كرده كه همگى متين و سنجيدهاند . « 3 »
د - ياوههاى مدّعيان پيشين مهدويّت
منكران ظهور امام مهدى در آخر الزمان براى اثبات سخن خود ، به ادّعاهاى دروغين و ياوهسرايىهاى مدعيان پيشين « مهدويّت » ( مانند ادّعاى مهدويّت محمد بن عبد الله بن حسن از سوى « حسنيون » و ادّعاى مهدويت مهدى عباسى از سوى « عباسيون » و ادعاى مهدويت ابن تومرت يا مهدى سودانى يا محمد بن حنفيه رحمه اللّه ) استناد كردهاند .
اين استدلال به شكل جدى مبتنى بر هم سنگ قرار دادن ايدهى ظهور امام مهدى در آخر الزمان با آن سلسله دعاوى دروغين و باطل است و شكى نيست كه چنين مقايسهاى صرفا يك
هامش
( 1 ) . منهاج السنة / ابن تيمية / ج 4 / صص 101 و 102 .
( 2 ) . الفتن و الملاحم / ابن كثير / ص 32 .
( 3 ) . ابراز الوهم المكنون / ابو الفيض غمارى / ص 538 .