فصل بيست و ششم : تشريح ماهيچههاى مقعد
ماهيچههاى لب روده « 1 » چهار عدد مىباشند ، ماهيچهاى كه به دهانه مقعد پيوسته است و با گوشت آن بسيار در آميخته مىباشد ، « 2 » مانند آميختن ماهيچههاى لب ، و ( با انقباض خود ) حلقه مقعد را جمع و بسته مىنمايد و با فشار خود باعث تخليه باقى مانده مدفوع از آن مىگردد .
ماهيچه ديگر از ماهيچه اول داخلتر ( و از دهانه مقعد دور تر ) مىباشد - و بالاى آن به نسبت به سر انسان است - « 3 » گمان مىشود اين ماهيچه داراى دو انتها است كه در حقيقت به بيخ آلت متصل مىباشد . « 4 »
زوج ديگر از ماهيچههاى مقعد به صورت اريب مىباشد كه روى همه ماهيچههاى پيشين قرار دارد و فايده آن كشيدن مقعد به سمت بالا است و عارضه بيرون زدگى مقعد به دليل شل شدن همين ماهيچه به وجود مىآيد . « 5 »
فصل بيست و هفتم : تشريح ماهيچههاى حركتى ران
بزرگترين ماهيچههاى استخوان ران ، « 6 » ماهيچههاى بازكننده و پس از آن ماهيچههاى خم كننده مىباشند ؛ چرا كه برجستهترين عمل استخوان ران اين دو حركت است و در اين بين حركت باز كردن از خم كردن برتر مىباشد ؛ زيرا ايستادن با حركت باز كردن تحقق مىپذيرد ، سپس ( از نظر اهميت ) ماهيچههاى دوركننده ، سپس ماهيچههاى نزديك كننده و در آخر ماهيچههاى چرخش دهنده قرار گرفتهاند .
هامش
( 1 ) ترجمه مقعد به « لب روده » از جرجانى در ذخيره مىباشد .
( 2 ) به دليل همين آميختگى زياد ماهيچه با گوشت دهانه مقعد بدان « گوشت پوستى يا پوست گوشتى » گفته مىشود .
( 3 ) اين جمله در اينجانا مفهوم مىباشد .
( 4 ) لذا هنگام راست شدن آلت و نزديكى كه موجب تحليل روح و ضعف قوا مىباشد با تضيق مقعد مانع خروج مدفوع از آن مىگردد و در صورت سستى در اين ماهيچه شخص مبتلا به بيمارى عذيوط ؛ يعنى خروج مدفوع هنگام جماع مىشود .
( 5 ) نام ماهيچههاى مقعد :
1 . اسفنكتر خارجى مقعد (Sphincter ani externus) ؛ 2 . بخش زير جلدى (Subcutaneous part) ؛ 3 . بخش سطحى (Superficial part) ؛ 4 . بخش عمقى (Deep part) .
( 6 ) پيش از اين دانسته شد كه بزرگترين استخوان بدن ، استخوان ران است لذا ماهيچه حركتى آن نيز بزرگترين ماهيچه در بدن مىباشد .