تركيب يافته است ، زيرا هر يك از آنها از يك مهره مىآيد « 1 » ) بدين معنا كه ) از هر مهره به جز مهره اول رشتة ليفىِ اريب « 2 » رويش مىيابد . « 3 »
هرگاه اين ماهيچهها به صورت متعادل ( بدون زياده و كم ) دچار كشيدگى گردند ، پشت راست مىگردد و هرگاه در كشيدگى زياده روى شود ، پشت به سوى عقب تا مىگردد و هرگاه ماهيچهاى كه در يك جانب ( چپ يا راست ) قرار دارد حركت نمايد ، پشت را به همان سمت متمايل مىگرداند .
ماهيچههاى خم كننده به جلو
ماهيچههاى خم كننده پشت به جلو ، دو زوج مىباشند كه يك زوج روى ديگرى
قرار داده شده و آن از ماهيچههاى حركت دهنده سر و گردن مىباشد كه از دو پهلوى مرى عبور مىنمايد و انتهاى پايينى آن در برخى افراد به پنج مهره از مهرههاى
بالايى سينه پيوند مىخورد و در بيشتر مردم به چهار مهره پيوند مىخورد و انتهاى
بالايى آن به سوى سر و گردن مىرود و زوج ديگر زير آن ( زوج اول ) قرار داده
شده كه « متنان » « 4 » ناميده مىشود . اين زوج از مهره دهم يا يازدهم « 5 » مهرههاى سينهاى آغاز و به سوى پايين سرازير مىگردد ( و در صورت انقباض ) پشت را به سوى پايين
خم مىنمايد .
وجود اين ماهيچهها ، ميانه پشت را در حركتهاى خود از ماهيچههاى جداگانه بىنياز مىنمايد ، زيرا ميانه پشت در خم شدن و تا شدن و هرگونه انعطاف از حركت دو طرف ( بالا و پايين پشت ) پيروى مىكند .
هامش
( 1 ) تعداد مهرهها به استثناى مهرههاى گردنى بيست و سه عدد مىباشد ، ليكن قرشى مىگويد : مهرههاى بيست و سه گانه به جز مهرههاى خاجى و دنبالچه و مهره اول گردنى مقصود مىباشد . ( شرح آملى ، ص 285 )
( 2 ) بايد رشته ليف ، اريب ( كج ) باشد ، زيرا رشتههاى اريب در حركت دادن مناسبتر مىباشند .
( 3 ) با تركيب رشتههاى ليفى يك ماهيچه به وجود مىآيد .
( 4 ) به اين زوج ماهيچه به دليل قرار گرفتن آن در متن پشت ؛ - يعنى وسط آن - « متنان » مىگويند .
( 5 ) نسخه شرح آملى دهم و يازدهم دارد . ( شرح آملى ، ص 285 )