در بسيارى از موارد بر شالوده طب گذشته استوار مى باشد و در طب گذشته نيز اين گونه مطالب وجود داشته است .
شما در تشريح استخوان ، ماهيچه ، عصب و شريان ها مشاهده مى كنيد كه حتى برخى واژه ها ، تغيير داده شده كلمات گذشتگان مى باشد . مثلًا واژه « طروخانطير » به معناى زايده و برآمدگى كه به صورت بزرگ و كوچك روى استخوان ران قرار دارد ، اين لفظ اصل عربى تروكانتر مى باشد .
و يا واژه پانكراس كه در قانون دارد « المسمّى بانقراس » موسوم به انقراس ، با گمان به اصلى بودن باء به پانكراس برگردانده شده است و مطالب ديگرى كه در مبحث تشريح به چشم مى خورد .
از پرانتز داخل متن براى ارتباط بين مطالب و توضيح مختصر و ضرورى در ضمن متن استفاده شده است .
از پرانتز داخل متن در برخى موارد براى اشاره به نسخه اى از كتاب استفاده نموده ايم كه بيان آن بين پرانتز ، باعث ابهام و نارسايى در مفهوم و سياق عبارت نمى گردد .
4 . جايگاه تشريح اعضاى بدن در طب
از مباحث مفصل بخش كليات ، كه بيشترين صفحات امور طبيعى را به خود اختصاص مىدهد ، مبحث تشريح اعضاى مفرد بدن مى باشد . تشريح از موضوعات تجربى علم طب است كه بسيارى از طبيبان ، آن را به كالبد شكافان موكول نموده اند و تنها مطالعه كتابهاى تشريح را ناكارآمد مى پندارند ، حتى شيخ در فصل دوم در تعيين موضوعات علم طب مى گويد : « أما الاعضاء و منافعها فيجب ان يصادفها بالحس و التشريح » اما درباره اعضاى بدن طبيب بايد با مشاهده و تشريح ، بدان دست يابد ( جاى مطالعه كتب و تقليد نيست ) . شايد به همين دليل شارح بزرگ قانون علامه قطب الدين شيرازى از شرح مباحث تشريح صرف نظر نموده ، زيرا رسيدن به واقع در آن تنها از راه مطالعه كتب ، هموار نمى گردد و بايد به مشاهده و تشريح پرداخت .