تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 814

مساهمون:

ص٨١٤
فرموده بود پس از چند روز از سفر برگشت . ( 1 ) بار ديگر شوهرش به مسافرت رفت ، و باز در خواب ديد كه ستون منزلش شكست ، وى اين بار نزد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله نرفت ، و از مرد ديگرى تعبير خوابش را پرسيد ، آن مرد گفت : شوهرت خواهد مرد ، هنگامى كه تعبير خواب را براى پيغمبر نقل كردند ، فرمود : چرا تعبير خوبى براى خوابش نكرد . ( 2 ) 11 - صفوان بن يحيى گويد : حضرت رضا عليه السلام فرمود : امت پيغمبر با نام و نشان در هنگامى كه سرشت آنها آفريده ميشد به آن جناب نشان داده شد ، راوى گويد : گفتم : همه امت از اول تا آخر ؟ فرمود نه ، ابو جعفر و يا جعفر - با ترديد راوى - چنين فرمودند . ( 3 ) 12 - وشاء گويد از حضرت رضا عليه السلام شنيدم مىفرمود : اعمال نيكوكاران و بدكاران امت هر روز بر رسول خدا ( ص ) عرضه ميگردد . ( 4 ) 13 - موسى بن ابى الحسن از حضرت رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود : در بنى اسرائيل قحط شديدى پيدا شد ، و چند سال طول كشيد . يك زنى يك لقمه نان فراهم آورد و آن را در دهان خود گذاشت و مىخواست بخورد ، در اين وقت يك سائلى از راه رسيد و فرياد زد اى كنيز خدا من گرسنه‌ام ، وى گفت : بهتر است اين لقمه را از دهان خود بيرون بياورم و به اين سائل بدهم . در اين هنگام لقمه را از دهان خود بيرون كرد و به آن سائل داد آن زن پسرى داشت كه از بيابان هيزم ميكشيد ، يكى از روزها كه رفته بود از بيابان هيزم بياورد ، گرگى او را ربود ، و مردم از جريان مطلع شدند .