( 1 ) امام عليه السلام فرمود :
« مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلًا سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا »
به خداوند سوگند پروردگار آنها را تبديل نميكند تا آنگاه كه همه كشته شوند .
( 2 ) 56 - محمد بن فضيل گويد : خدمت حضرت رضا عليه السلام عرض كردم :
قربانت گردم حال گروهى كه در امامت پسرت توقف كردند چيست ؟
فرمود : خداوند آنها را لعنت كند كه دروغ بسيار بزرگى گفتند ، آنها گمان مىكنند كه من عقيم هستم ، و بعد از من فرزندى كه به جاى من بنشيند نخواهد آمد .
( 3 ) 57 - ابراهيم بن عقبه گويد : براى حضرت رضا عليه السلام نوشتم : بعضى از واقفيه را ميشناسم ، جايز است اينها را نفرين كنم ، فرمود : آنها را در نماز نفرين كن .
( 4 ) 58 - عبد اللَّه بن جندب گويد : حضرت رضا عليه السلام براى من نوشت :
خداوند تو را رحمت كند از گروهى كه تا ديروز با شما برادر بودند و سپس با شما مخالفت كردند متذكرشدهاى ، اكنون آنها با شما دشمنى مىكنند و از شما برائت ميجويند ، و زنده بودن پدرم را وسيله قرار دادهاند .
در آخر نامه نوشته بودند : شيطانى براى آنها ظاهر شد و آنها را گمراه كرد و در امور دين آنها را گرفتار شبهه ساخت ، زيرا آنها دروغ گفتند و مدعى باطل شدند ، و بر عالم خود افتراء بستند ، و خواستند از نزد خود هدايت شوند و لذا دنبال توجيهات و تاويلات باطله شدند .