گفتگوى حضرت رضا عليه السلام با رأس الجالوت
( 1 ) در اين هنگام امام رضا عليه السلام متوجه رأس الجالوت شد و فرمود : اى رأس الجالوت آيا در تورات نيست كه بخت نصر هنگامى كه در بيت المقدس جنگ ميكرد گروهى از جوانان بنى اسرائيل را اسير كرد و آنان را به بابل برد ، و آن جوانها در آنجا زندگى را بدرود گفتند ، سپس خداوند متعال حزقيل را فرستاد و آنها را زنده كرد ، اين مطلب در تورات هست و جز كافران كسى منكر آن نيست .
رأس الجالوت گفت : درست است .
سپس فرمود : اى يهودى اينك چند آيه از تورات را در اين مورد ميخوانم حضرت شروع كرد يكى از اسفار تورات را خواند .
آن مرد يهودى از قرائت آن جناب تعجب ميكرد ، سپس متوجه نصرانى شد و فرمود اى نصرانى آيا اينان قبل از عيسى بودند و يا عيسى قبل از آنها بوده است ؟
نصرانى گفت بلكه آنها قبل از عيسى بودهاند ، امام رضا فرمودند قريش نزد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله اجتماع كردند و گفتند مردگان ما را زنده كنيد .
پيغمبر اكرم على بن ابى طالب را خواستند و فرمودند به طرف جبانه حركت كنيد ، و اشخاصى كه اينان نام مىبرند از آنها نام بر و بگو محمد ميگويد به اذن خداوند از جاى خود حركت كنيد ، آنان سر از خاك برداشتند ، و قريش از آنها سؤالاتى كردند و گفتند محمد بعنوان رسالت مبعوث شده است ، و ما دوست داشتيم او را درك كنيم و به او ايمان آوريم ، رسول اكرم نيز بيماران و ديوانگان را شفا ميداد و با چهار پايان سخن ميگفت و با پرندگان و جن و شياطين تكلم ميكرد .
با همه اينها ما مسلمانان او را خداى خود نگرفتيم ، و فضل و مقام و شرافت انبياء