نمود ، و هفتاد و پنج روز بعد از وفات پيغمبر در دنيا باقى بود ، و در يازده سالگى حسن بن على متولد شد .
( 1 ) 71 - مهدى بن سابق از حضرت رضا از پدرانش عليهم السلام روايت كرده كه على عليه السلام فرمود :
هنگامى كه اراده نمودم ازدواج كنم جرأت نداشتم در اين مورد با حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله صحبت نمايم ، و ليكن شب و روز در اين موضوع فكر ميكردم تا آنگاه كه خدمت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله رسيدم ، فرمود : اى على عرض كردم لبيك يا رسول اللَّه .
فرمود : ميل دارى ازدواج كنى ؟ .
عرض كردم : رسول خدا داناتر است ، در اين هنگام گمان كردم كه حضرت رسول در نظر دارد مرا با يكى از زنان قريش تزويج كند ، و من ميترسيدم كه از تزويج با فاطمه محروم گردم .
از اين مطلب چند روزى گذشت تا آنگاه كه پيغمبر مرا نزد خود فرا خواند ، من در خانه ام سلمه خدمت آن حضرت رسيدم .
هنگامى كه چشم آن حضرت بر من افتاد چهرهاش باز شد و تبسم فرمود و من دندانهاى سفيد آن حضرت را كه برق ميزد مشاهده كردم .
فرمود : اى على تو را مژده دهم خداوند متعال امر تزويج تو را بر من آسان كرد و مشكل آن را براى من گشود .
عرض كردم : مطلب چيست ؟ فرمود : جبرئيل نزد من آمد در حالى كه يك سنبل بهشتى و يك شاخه گل در دست داشت .
جبرئيل سنبل و شاخه گل را به من داد من آنها را گرفته و بوئيدم و گفتم :
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 349
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٣٤٩