سيد را بسيار ستوده است و مىنمايد كه پرسشگر مسائل خود را به سال 717 در خانه علّامه در حله از او پرسيده است . در برخى از نسخههاى كتاب ، اجازه مفصّل براى سيد مهنا نيز آمده است .
18 - حاشيه التلخيص ، حاشيهاى بر كتاب تلخيص الاحكام علّامه كه شايد تلخيص المرام في معرفه الاحكام باشد . صاحب معالم در مسأله جواز طهارت به آب مضاف از آن نقل قول كرده است . و آن را اثرى غير مشهور كه نزد او موجود بوده خوانده است .
حاشيه از عبارات فراتر نرفته و علّامه در آن تنها به ذكر موارد خلاف پرداخته و از دليل چشم پوشيده است .
19 - المعتمد في الفقه ، ذريعه از رياض نقل كرده است : « نسخهاى از خلاصه » را در سارى مازندران ديدم كه بر آن بلاغاتى به خط علّامه و در حاشيه به خط دانشمندى ( شايد يكى از شاگردان علّامه ) وجود داشت و كتاب « المعتمد في الفقه » را به علّامه نسبت داده بودند . سپس صاحب ذريعه آورده است : « شيخ ابو العباس احمد بن فهد حلى در « المهذب البارع » از كتاب المعتمد بسيار نقل كرده است . نيز در حاشيه نسخه « قواعد » علّامه كه در سال 1090 ه نوشته شده ، برخى از فروع از كتاب معتمد نقل شده است .
آثار علّامه در علم حديث
1 - استقصاء الاعتبار في تحقيق معانى الاخبار ، علّامه گفته است : « هر حديثى كه به ما رسيده است در اين كتاب آوردهايم و در باب هر حديث به پژوهش صحت يا ابطال سند و محكم يا متشابه بودن متن پرداختهايم . نيز مباحث اصولى ، ادبى ، احكام شرعى و نكات ديگرى را كه از متن بدست مىآيد ، بيان داشتهايم . اين كتاب بيمانند است . . . »
نيز در مسأله نيم خورده حيوان حرام گوشت در كتاب المختلف پس از گفتار