( 1 )
بخش سوم در آنچه به نوشتن مربوط مىشود
( 2 )
كاتبان وحى
در كتاب انباء الانبياء و توارث الخلفاء و ولايات الملوك و الامراء آمده است كه عثمان و على ( ع ) كتابت وحى مىكردند و هرگاه اين دو نبودند ، ابىّ بن كعب و زيد بن ثابت مىنوشتند . در الاستيعاب « 1 » آمده است كه ابىّ بن كعب از شمار كاتبان وحى است ، پيش از زيد بن ثابت و هم زمان با او ؛ اما زيد بيش از همهء صحابه در كتابت وحى ، ملازمت داشت و هرگاه ابىّ حاضر نبود ، پيغمبر ( ص ) زيد را احضار مىفرمود . در العقد الفريد « 2 » نام ديگر كاتبان وحى بدين شرح آمده است : معاويه ، « 3 » جابر بن سعيد بن عاص ، ابان بن سعيد ، علاء بن الحضرمى ، حنظلة بن ربيع ، عبد الله بن سعد بن ابى سرح ، [ كذا ] نيز مدتى كاتب وحى بود و به مشركان پيوست ، تا در فتح مكه به وسيلهء عثمان بن عفان [ كه برادر شيرىاش بود ] طلب امان نمود و پيغمبر ( ص ) بعد از اسلام آوردن ، به دو امان داد [ كه اگر اين راست باشد ، توبهء مرتد - ملّى و نه فطرى - پذيرفتنى است ] .
( 3 )
كاتبان پيغمبر ( ص ) به طور مطلق
ابن عساكر در تاريخ دمشق تعداد كاتبان پيغمبر را 23 تن ذكر كرده است . در بهجة المحافل 25 تن ذكر شده كه عبارتاند از على ( ع ) ، ابو بكر ، عمر ، عثمان ، عامر بن فهير ، عبد الله بن ارقم ، ابى بن كعب ، ثابت بن قيس ، خالد بن سعيد بن عاصى ، حبان بن سعيد بن عاص ، حنظلة بن ابى عامر اسدى ، زيد بن ثابت ، معاويه ، شرحبيل بن حسنه ، عبد الله بن عبد الله بن ابى سلول ، زبير بن عوام ، معيقب بن ابى فاطمه ، مغيرة بن شعبه ، خالد بن وليد ، علاء بن الحضرمى ،
هامش
( 1 ) . ابن عبد البر ، الاستيعاب ، ج 1 ، ص 26 .
( 2 ) . ابن عبد ربه ، العقد الفريد ، ج 2 ، ص 143 .
( 3 ) . كاتب قرآن بودن معاويه هم از آن حكايات شگفت جعلى است . كسى كه سال نهم از ترس و براى در امان ماندن مسلمان شده ، هم كاتب قرآن است و هم خال المؤمنين ! ، م .