طبرى نيز اين مطلب را ذكر كرده است .
- اينكه از حارث بن عبد المطّلب جزء صحابه و جزء عاملان پيغمبر ( ص ) نام برده شده ، ظاهرا با نوادهء اين حارث يعنى حارث بن نوفل بن حارث بن عبد المطّلب اشتباه شده است .
( 1 ) - نيز در الاصابه آمده است : پيغمبر ( ص ) در غزوه ذات السلاسل ، عمرو عاص را امير لشكرى قرار داد كه ابو بكر و عمر نيز در آن بودند .
- نيز در احوال زياد باهلى ، پدر هرماس آورده است كه هرماس گفت : همراه پدرم نزد پيغمبر ( ص ) و آن حضرت وى را سرپرست طايفهاش از باهله قرار داد .
- در احوال سائب بن عثمان از ابن اسحاق نقل مىكند كه پيغمبر ( ص ) در غزوهء بواط ، وى را بر مدينه گماشت .
- در احوال سعد دوسى از احمد حنبل و ابن ابى شيبه نقل مىكند كه سعد گويد : نزد پيغمبر ( ص ) رفتم و مسلمان شدم ، پس مرا بر قوم خود عامل قرار داد كه هرچه از اموال ( صدقات ) تسليم كنند ، براى ( مصارف ) خود آنها باشد .
( 2 ) - در احوال سعيد بن خفاف مىآورد كه به گفتهء سيف ، كارگزار پيغمبر ( ص ) بر بعضى طوايف تميم گرديد ، ابو بكر نيز وى را ابقا كرد .
- در احوال سعد بن عبد الله بن ربيعه از ابن ابى شبيه نقل مىكند كه پيغمبر ( ص ) وى را كارگزار طائف نمود .
- در احوال سلمة بن يزيد جعفى آورده است كه حضرت وى را كارگزار مرّان نمود و حكمى برايش نوشت ، [ ولى سلمه مرتد شد و حضرت او را جزء لعنشدگان قرار داد ] .
- در احوال صيفى بن عامر از بنى ثعلبه آورده كه پيغمبر ( ص ) وى را امير قوم خودش قرار داد .
- در احوال ضحاك بن قيس آورده است كه كارگزار پيغمبر ( ص ) بود .
- در احوال امرء القيس بن اصبغ كلبى آورده است كه زعيم قوم خود بود و حضرت وى را به رسالتى نزد قضاعه فرستاد ، و ضمنا كارگزار بر كلب قرار داد و در زمان رحلت پيغمبر ( ص ) نيز بر همين حال بود .
- در احوال حارث بن بلال مزنى آورده است كه كارگزار رسول الله ( ص ) بود . « 1 »
( 3 ) - در احوال عثمان بن ابى العاص آورده است كه پيغمبر ( ص ) او را كارگزار طائف قرار داد
هامش
( 1 ) . ابن حجر عسقلانى ، الاصابه ، ص 388 .