منقصت سيّد مذكور « 1 » مىگشودند . . . امّا همواره زبان صاحبان كمال و دوستان آل به جهت تسلّى آن سيّد فرخنده فال به مضمون اين مقال ناطق بود : بيت :
مرنج زان كه بدى گفت ، دون بدگفتار * كه بحر از دهن سگ نمىشود مردار
پس بسيارى از علما از براى تقويت دين و هدايت جاهلين فتاوى و رسائل و كتب مشتمله بر براهين و دلايل در طعن آن منبع رذائل يعنى ابو مسلم بد خصائل نوشتند . . . » « 2 »
« . . . قصهخوانان از خدا بىخبر ، قصه در تعريف ابو مسلم مروزى ابتر بسته بودند . . . و عوام الناس را به آن سخنان دروغ ، دوست و هوادار او گردانيده و اكثر علماى عصر را اطلاع بر اختراع ايشان نبود ، تا سيّدى فاضل از متوطّنان اصفهان « مير لوحى » نام كه غايت صلابت داشت در دين و نهايت مهارت در اخبار ماضين و فقير مكرّرا از حضرت سيّد المجتهدين « 3 » تعريف او شنيدهام ، بر اين معنى مطلع شده ، عوام را از دوستى ابو مسلم منع كرد . . . الخ . » « 4 »
« مؤلّف اين كتاب گويد كه : در سنّ طفوليّت شبى از شبها در خدمت عالم فاضل و متبحّر كامل ، قاطع اطوار مبتدعين و اعرف
هامش
( 1 ) . يعنى : مرحوم مير لوحى .
( 2 ) . « خلاصة الفوائد » / صفحهء 52 .
( 3 ) . يعنى : مير داماد .
( 4 ) . « خلاصة الفوائد » / صفحهء 48 .