[ از فضل بن شاذان از ميمون بن خلاد از ابى الحسن ع ]
و روايت مىكند از فضل بن شاذان از ميمون بن خلاد از ابى الحسن عليه السّلام كه : گوييا كه من مشاهده مىكنم راياتى را كه از مصر آيندهاند ، همه سبز رنگ تا بيايند به شامات ، پس راه نموده شوند تا به اين صاحب وصيّات .
[ ابو بصير از ابى عبد اللّه ع ]
و ابو بصير روايت مىكند از ابى عبد اللّه عليه السّلام كه : نرود و زايل نگردد ملك اين جماعت تا عرض كرده شوند مردم كوفه در روز جمعه ، گويا كه نظر مىكنم به سرها كه مبادرت مىنمايند در آنچه ميان باب الفيل و اصحاب صابون است .
[ از على بن اسباط از حسن بن جهم از ابى الحسن ع ]
و روايت مىكند از على بن اسباط از حسن بن جهم ، كه سؤال كرد مردى از ابى الحسن عليه السّلام از فرج ؟ فرمود كه : اكثار و تفصيل كنم يا تقليل و مجمل ؟ گفت : بلكه مجمل كنيد ، فرمود : هرگاه كه مركوز گردد رايات قيس به مصر ، و رايات كنده به خراسان .
[ از حسين بن ابى العلاء ، از ابى بصير از ابى عبد اللّه ع ]
و روايت مىكند به اسناد از حسين بن ابى العلاء ، از ابى بصير از ابى عبد اللّه عليه السّلام كه : مر ولد فلان را نزد مسجد شما ( يعنى : مسجد كوفه ) هرآينه واقعهاى افتد در روز عروبه « 1 » ، كه كشته شوند چهار هزار كس از باب الفيل تا اصحاب صابون ، پس شما را است كه بپرهيزيد از اين طريق ، و اجتناب نماييد و احسن ايشان از روى احوال ، آن كس است كه اخذ كند و تمسّك نمايد بر درب انصار .
[ از على بن ابى حمزهء از ابى بصير از ابى عبد اللّه ع ]
و روايت مىكند از على بن ابى حمزهء از ابى بصير از ابى عبد اللّه عليه السّلام كه آن حضرت فرمود كه : قيام قائم عليه السّلام هرآينه در سالى باشد پرباران ، كه فاسد شود در آن سال ثمر در نخل ، پس شك مىكند در آن .
[ از ابراهيم بن محمّد ، از جعفر بن سعد ، از پدر خود ، و او از ابى عبد اللّه ع ]
و روايت مىكند از ابراهيم بن محمّد ، از جعفر بن سعد ، از پدر خود ، و او از ابى عبد اللّه عليه السّلام كه : سال فتح گسسته شود بند فرات ، تا داخل شود آب در كوچههاى كوفه .
هامش
( 1 ) . يعنى : روز جمعه .