روزى داده شدهاند از علم و دانش پس واى بر كسانى كه به دروغ داشتند تفضل و زيادتى ايشان را از ساير امت من كه به تحقيق در نيابند شفاعت مرا .
و عن فاطمة الكبرى قالت قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كل ولد ابن ينتمون الى عصبتهم ، ولد فاطمه ، فانا وليهم ، و انا عصبتهم « 1 » . از حضرت فاطمه كبرى عليها السّلام منقول است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت هر ولدى كه از پسر باشد منسوب باقوام و خويشان پدر است و ولى ايشان قرابت پدراند مگر فرزندان فاطمه عليها السّلام كه من ولى ايشانم و من عصبهء ايشانم .
و اين اخبار از جمله دلالت امامت على است و اولاد او عليهم السّلام .
دليل سىام
، حق تعالى ادرار و انظار « 2 » در حق هيچ طائفهء تعيين نكرد الّا در حق على و اهل بيت او بهر صفت كه باشند كما قال اللّه تعالى :
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ
( انفال 42 ) بدانيد كه بدرستى هر چه حاصل كرده باشيد از غنيمت از هر چيزى پس به درستى كه مر خداى راست پنج يك آن و مر رسول خداى را و مر خداوند قرابت رسول صلّى اللّه عليه و آله را كه على عليه السّلام است و يتيمان را و مسكينان را و جمعى كه از بلاد خود به غربت افتاده باشند و محتاج باشند در غربت اگر چه در بلاد خود غنى باشند . و ناچار اين جمله را هاشمى مىبايد بود مساهمه با خداى و رسول ، هيچ بشرى مستحق نشد الّا على و اولاد او و اين معنى اعلى المناصب است و دلالت فضل او ، و تقديم مفضول بر فاضل قبيح باشد به همه حال .
دليل سى و يكم
، حق تعالى در كلام خود محبت هيچ طايفه به تعيين واجب نگردانيد « الّا المودة فى القربى » مگر دوستى خويشان پيغمبر و دليل بر اين حديث منقول و مروى از نقل مخالف و مؤالف است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت :
من مات على حب آل محمد مات شهيدا ، الّا و من مات على حب آل محمد مات مغفورا ، ألا من مات على حب آل محمد مات مؤمنا مستكمل الايمان ، ألا من مات على حب آل محمد بشره ملك الموت بالجنة لم منكر و نكير ، ألا من مات على حب آل محمد تزف الى الجنة كما تزف العروس الى بيت زوجها ، ألا من مات على بغض آل محمد جاء يوم
هامش
( 1 ) - روايت با كمى اختلاف در الكوثر فى احوال فاطمه بنت النبى الاطهر ( ص ) 7 / 113 به نقل كنز العمال هندى نقل شده است .
( 2 ) - ادرار : وظيفه و مستمرى و مقررى ماهانه و سالانه اما انظار در لغت معنايى كه متناسب با موضوع داشته باشد نيامده است .