مسأله ، تقيه بر امام روا ندارند گويند حرام و حلال و خطا و صواب و امر و نهى به امام بدانند بدين سبب تقيه بر او روا نبود و مع هذا قول امام در اين جمله حجت دانند .
مسأله ، گويند كه ائمه صفوت اخيارند و طائفه ابرار و تقيه بر ايشان جائز بود چون اسباب آن عارض شود و اجماع امت حجة و امت معصوم چون امام پيش ما پس هر چه ايشان به جواب اين بگويند جواب ما همان باشد و مع هذا دانند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله تقيه كرد در زمان رفتن به شعب و در غار شد و فرار موسى تقيه بود :
فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ
( شعراء 20 ) و قال تعالى :
فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ
( قصص 19 ) .
و انبياء هر يكى به قدر خويش تقيه كردند قوله تعالى :
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ
( بقره 257 )
لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ
( كافرون 6 ) عين تقيه است ، و صلح در عام حديبيه بود .
هامش
ادامه صفحه قبل تفاوت آمده است .