تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
خلق بود « و الا اقيلونى » او به كفر بودى و نگفتى « رضيت لكم احد هذين الرجلين ابى عبيدة او عمر » « 1 » و مع هذا او را خليفه رسول خواندند بىآنكه رسول او را خليفه خود كرده باشد پس به سبب اين دروغ جاى خود را باز كردند در دوزخ . و ايشان گويند « مات رسول اللّه و لم يستخلف » مثال ايشان چنان است كه كسى غلامى بخرد و بعد الشرى غلام بر او حاكم گردد پس ايشان او را اختيار كردند و او زير دست ايشان بود و رعيت چون او را خليفه كردند حاكم شد . عجب كه خليفه خويش را خليفهء رسول نام كردند براى تهويل عام تا مردم زبان طعن و ملامت از ايشان كوتاه گردانند به سبب عداوت اهل بيت كردند هر چه كردند با اين همه ناراضى باشند او را حاكم دانند . و چون برنجند عزل كنند و بكشند چون عثمان كه او را كشتند و گويند امام وكيل مسلمانان باشد مادامىكه به وكالت او راضى باشند او را ولايت دهند چون برنجند عزل كنند و نگويند ولايت عباد حق تعالى راست و او اولى است به تصرف در ملك خويش و به صلاح بندگان خود و ندانند كه در ملك غيرى و در بندهء غيرى تصرف بىاذن و اجازت او روا نباشد و اگر كسى تصرف كند غاصب و ضامن و آثم باشد . قال اللّه تعالى :
قُلْ لِمَنْ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلْ لِلَّهِ
( انعام 12 ) يعنى بگو براى كيست آنچه در آسمانها و زمين است بگو مر خداى را اختيار ايشان باطل بود و اين آيه خوانند :
فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ
( يونس 32 ) يعنى چيست بعد از حق مگر گمراهى . و ندانند كه رسول به زعم ايشان خليفه نصب نكرد و ابو بكر عمر را خليفه كرد و عمر با شورى انداخت و چون رسول مصيب بوده باشد به حكم :
وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
( سبا 23 ) يعنى ما و شما به تحقيق به راه راستيم يا در گمراهى روشن چون رسول خليفه نصب نكرد و ايشان كردند بايد كه ايشان بر باطل باشند . سؤال ؟ عظيم‌ترين شبههء ايشان آن بود كه اگر رسول نص كرده بودى بر على عليه السّلام امت او مخالفت نص نكردندى . جواب ، بر جمله مسائل شريعه نص كردند و مخالفت براى مخالفت ظاهر شد .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار 49 / 192 به نقل عيون الاخبار صدوق جلد 2 باب 45 و صحيح بخارى كتاب المحاربين ح 6730 .
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 396 | عماد الدين حسن بن علي الطبري