خويشان من . پس بخلاف اين آية عداوت اختيار كردند ، و ببدل واجب محظور « 1 » اختيار كردند و حقوق دينى چون امامت عالميان و دنيوى چون خمس را از ايشان منع كردند .
حق تعالى محبت هيچ طائفه به تعيين واجب نكرد بر عالميان مگر محبت على و اولاد او عليهم السّلام و اين مجرد منقبتى عظيم است ايشان را .
آية سوم
: ابو بكر معزول شد به قول خدا و رسول از اداى آيات اول سوره برائت باهل موسم و امير المؤمنين عليه السّلام منصوب شد به اين كار بقول خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله .
آية چهارم
، ابو بكر و عمر معزول شدند از حمل رايت در خيبر و على عليه السّلام منصوب شد پس انهزام ايشان دليل است كه عمل نكردند بر آية :
يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ
( صف 4 ) دوست مىدارد خدا آنان را كه جنگ مىكنند در راه خدا صفى كه گوئيا ايشان بالا بر بالاى هم آمدهاند .
آية پنجم
، عثمان عمل نكرد به آية :
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ
( انعام 52 ) مرانيد آن چنان كسانى را كه مىخوانند پروردگار خود را به صباحها و شامها و مىخواهند رضاى خداى را و ابو ذر غفارى جندب را از شهر برانيد .
آية ششم
، عمل نكردند به آية :
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
( اسراء 38 ) حكم مكن بر آنچه نيست ترا به آن چيز علم چنان كه معلوم است امير المؤمنين دستگير ايشان بود در حل معضلات .
آية هفتم
: ابو بكر عمل نكرد به آية :
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ
( نور 2 ) زن زناكننده و مرد زناكننده پس تازيانه بزنيد هر يك از ايشان را صد تازيانه وقتى كه هر دو عزب باشند حكم خدا اين بود و حد نراند بر خالد وليد كه با زن مالك بن نويره زنا كرده بود .
آية هشتم
، عمل نكردند به آية :
فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً
( نور 4 ) پس تازيانه زنيد آن را كه مست باشد هشتاد تازيانه ، و حد نه راند بر شيبه كه خمر خورده بود و مست در محراب افتاده بود و قى در محراب كرده « 2 » ، و همچنين عبد اللّه عامر كه مست بود و
هامش
( 1 ) - محضور : ممنوع ، حرام
( 2 ) - در تاريخ اسم اين شخص و اينكه چه زمانى شراب خورده يافت نشد .