خذها فانّى إليك معتذر * واعلم بانّى إليك ذو شفقة « 1 »
لو كان في سيرنا الغداة عصا « 2 » * أمست سمانا عليك مندفقة « 3 »
لكنّ ريب الزّمان ذو غير * والكفّ منّى قليلة النّفقة « 4 »
عبد الرّحمن سلمى فرزندى از آن أبو عبد اللّه را سورهء حمد بياموخت . چون بر أو بخواند ، عبد الرّحمن را هزار دينار بخشيد وهزار حلّه داد ودهان أو به در بياكند « 5 » .
كسى بدين عطيّت بر أو اعتراض كرد واين عطاى بسزا از اسراف شمرد . أبو عبد اللّه فرمود عطاى أو بسى بزرگتر باشد ، چه ، فرزند مرا سورهء حمد آموخته واين دو بيت برخواند :
إذا جادت الدنيا عليك فجد بها * على الناس طرّا قبل ان تتفلّت « 6 »
فلا الجود يفنيها إذا هي أقبلت * ولا البخل يبقيها إذا ما تولّت « 7 »
پيامبر وشهادت امام حسين ( ع )
گويند در يكى از عيدهاى عرب ، حسن وحسين هر دوگان به وثاق « 8 » رسول شدند وگفتند : اى جدّ بزرگوار ! امروز روز عيد است وپسران عرب با لباسهاى گوناگون آراستهاند وجامههاى نيكو پوشيدهاند وما را جامهء تازه نيست ، بدين جهت جانب تو شديم .
هامش
( 1 ) . اين هديه را از من پذيرا باش وعذر مرا بپذير وبدان كه من نسبت به تو شفقت وعطوفت دارم .
( 2 ) . « ليس في عصاه سير » اين ضرب المثل را وقتي مىگويند كه كسى مىخواهد كارى انجام دهد ونمىتواند .
( 3 ) . اگر در توان ما بود باران آسمان ما بر تو بارنده بود .
( 4 ) . ليكن روزگار دگرگونى دارد ودستمايهام اندك است .
( 5 ) . پر كرد .
( 6 ) . هرگاه دنيا نسبت به تو جواد وكريم بود ، تو نيز در دنيا نسبت به مردم ، كريم وسخى باش پيش از آنكه از كفت برود .
( 7 ) . اگر دنيا به تو روى آورد . هيچ جودي مانع آن نشود واگر پشت كرد هيچ بخلى آن را ابقا نكند .
ر . ك : مناقب ابن شهرآشوب ج 4 / 66 ؛ بحار الأنوار ج 44 / 191 .
( 8 ) . به جانب اقامتگاه ، اتاق .