توصيف شاعرانه در بيان حالات ووقايع ارائه كند .
3 . استشهاد وتمثيل به آيات وروايات وذكر شواهد شعري ، تقليدى است از نثر فنّى عرب ، چنانكه استفاده از كنايات واستعارات وتشبيهات لطيف در اين سبك نثرى بحدّ وفور ديده مىشود « 1 » .
4 . تقليد از نثر تازى به شكل تازهاى در آثار اين دوره ظاهر مىشود .
بكارگيرى تعابير عربى ، قيدها ودعاها وجملههاى عربى در نثر فارسي تاريخ بيهقى وسياستنامه نظام الملك وقابوسنامه عنصر المعالي ديده مىشود .
5 . حذف افعال بقرينه ، صرف افعال در وجه اخبارى به جاى التزامى ، آوردن فعل ماضي در محل مضارع براي تأكيد وتحقيق معنى ، طرز تازهء استعمال افعال ماضي به صيغهء وصفى ونيز مصدر مرخّم زياد آورده مىشده است .
6 . ضماير وجمعها به شكلى ديگر در اين دوران بكار مىرود . ضمير « ها » براي ذوى العقول وجمع بستن « شما » به « شمايان » وأمثال اينها رايج بوده است .
7 . استعمال افعال تركيبي با پيشوندهاى خاص فارسي درى نظير فرا ، فرو ، فراز ، باز ، بر ، در وقيود زماني مانند نماز پيشين ، شبگير ، ايدون ، روزينه .
8 . نثر فارسي در اين دوره هنوز شيوهء نثر مرسل را دنبال مىكند . لفظ با معنى برابر است ومعاني از هم دور نمىافتد . شايد بتوان نثر اين دوره را با در نظر گرفتن مفهومي كه از نثر خواسته مىشود ، در شمار رساترين وروانترين آثار منثور در تاريخ تطور نثر فارسي دانست واگر نثر دورهء قبل ( سامانى ) را نثر ساده ومرسل بناميم ، مىتوان نثر اين دوره را نثر مرسل عالي خواند « 2 » .
هامش
( 1 ) . سبكشناسى ج 2 / 67 - 90 .
( 2 ) . فن نثر در أدب فارسي ، خطيبى ص 133 .