أبو القاسم بود « 1 » .
يك شاعرش ملك الشعرا بود . يك عارفش معصومعلىشاه « 2 » بود .
خوشنويسش آقا مهدى « 3 » ، پيشخدمتش ميرزا غلامشاه « 4 » . هر كدام از اينها صد نفر همسر وهمپايه ومايه داشتند . وزعما بود وعلما وحكما بودند ، ظرفا بودند وأدبا وبلغا بودند . خانوادههاى بزرگ محترم بودند . شاهزادههاى بزرگ بودند . هر كدام در ولايت خودشان دستگاه سلطنت مستقلة داشتند ومملكت به چنين چيزها مملكت است . دولت به چنين مردم دولت است . عرب مىگويد « انّ الأيدي بأصابعها والملوك بصنائعها » « 5 » حالا كيست وبه چه چيز اعتنا مانده است ؟ كي اين امتيازات را اعتبار مىكند . به قول سيد نيّر ، وابقراطا !
اگر رعيت است قوام رعيت به دو چيز است : يا زراعت است يا تجارت . اگر زراعت است ، زارع وملّاك كه از دست ظلم وتعدى ضبّاط وعمّال وبعلاوة بخل آسمان وامساك زمين ، بيشتر در أطراف دنيا پريشان ومتفرق شده است وزراعتى نمانده است وبا چنين حال هم البتة حق زراعت بعمل نمىآيد . ده سال است نوغان گيلان ضايع شده است والبتة سى كرور به دولت ومملكت خسارت وارد آمده است .
هيچ كسى نپرسيد وهيچ كس نگفت ، خوب سبب اين چه بوده است وراه تلافى واصلاح اين چه چيز است ؟ اسبابى ووسيلهاى بدست حكام ومباشرين گيلان آمد
و
هامش
( 1 ) . ميرزا أبو القاسم بن حسن معروف به ميرزاى قمى است كه از مهمترين فقهاى آن دوره بشمار مىرفت . ميرزاى قمى اصلش از گيلان بود . وفات أو به سال 1231 ق . است .
( 2 ) . بايد معصوم على شاه دكنى باشد . زيرا حاج ميرزا معصوم معروف به ميرزا آقا ومعصوم على شاه قزوينى در سال 1270 تولد يافته وتا 1344 زنده بوده است .
( 3 ) . منظور ميرزا مهدى ملك الكتاب داماد ميرزا بزرگ قائم مقام است ( 1270 - 1282 ق ) كه از خوشنويسان وادباى دربار خاقان بود . در سال 1225 لقب ملك الكتاب گرفت . در سال 1230 منشى حضور وخوشنويس دربار شد وهمواره در سفرهاى خاقان با أو بود . در سال 1270 در قريه آهنگران درگذشت .
( 4 ) . پيدا نشد .
( 5 ) . الصنيعه : الاحسان ؛ أساس دستان به انگشتان است وپادشاهى شاهان به احسان آنهاست .