ضروريات زندگى از نظر خواربار ولباس ووسائل حمل ونقل مىباشد .
بدايعنگار در صرف نظر كردن از « مخارج انحطاطى وانتقاصي » سختگير است .
اينگونه هزينهها را باعث تضييع وقت وضايع ساختن عمر مىداند . أو تفريح كردن وسرگرمى را محكوم مىكند وآنها را سبب بطلان وقت ومال مىشناسد وبالصراحه مىگويد : « بوزينه وخرس گردانيدن ، آتش افروز شدن ، لوطى بودن ، نقّالى ومارگيرى صناعت داشتن نه تنها مفيد نيست ، بلكه عدهاى بيكاره ودرويش بار مىآورد كه بالنتيجه ، شرارت ودزدى وكمنداندازى وعربدهسازى وجنگجويى خوى آنها مىشود » .
بدايعنگار راه پيشرفت اقتصادى كشور را ، همكارى صميمى بين دولت وملت مىداند . در هر صورت دخالت دولت را در أمور اقتصادى لازم مىشمرد وبراي شروع بكار پيشنهاد مىكند كه دولت به سرمايهداران كشور مراجعه كند واز آنها بخواهد براي أمور مهم ، مانند ساختن راهها وپلها وايجاد نهرها وقنوات وكارخانه وغيره سرمايهء خود را به صورت شركت سهامى در اختيار دولت بگذارند . دولت نيز خود در اين سرمايهگذارى شركت كند ودر پايان كار وهنگامى كه عوايد آن امر اقتصادى ظاهر شد ، آن را به نسبت سهم شركا تقسيم كنند .
البتة رعايت كليهء أصول اخلاقى وعدالت از طرف دولت لازم است ، تا اينكه جلب اطمينان حاصل بشود . خود مردم نيز داوطلبانه براي انجام ساير أمور بزرگ قدم برخواهند داشت .
بدايعنگار دولت را پيشهور خوبى نمىداند وبه اين دليل اظهار مىكند كه خالصجات دولتي كه به توسط خود دولت اداره مىشود ، منفعت كامل حاصل نمىكند ، لذا پيشنهاد مىكند كه خالصجات به جاى حقوق ومواجب بدست مردم سپرده شود . چون مردم اطمينان حاصل كردند كه نتيجهء كار خودشان ، مال خودشان
فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 47
مساهمون: محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )
ص٤٧