Skip to main content

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — Page 251

Contributors:

P.251

بازگشت به مدينه

ويزيد حريم آل على را بر آيين نيكو جانب مدينهء رسول بازگردانيد واين وقت نيكوييها كرد ونعمان بن بشير انصارى را به تجهيز ركاب وتهيهء رحيل ايشان فرمود واز آنچه بر ايشان از ظلم وعدوان رفته بود به صورت معذرتها خواست وبه ظاهر دل‌نمودگيها كرد وآن جنايت عظيم را بر عبيد اللّه بست وخويشتن به هرگونه تبرّى نمود - لعنة اللّه عليه . ودر وقت بازگشت از شام هم از طريق كوفه به كربلا رسيدند وجابر بن عبد اللّه انصارى با شرذمه‌اى از بني هاشم وتنى چند از آل رسول به زيارة آن خاك پاك آمده بودند . روزى چند هم در جوار آن مرقد مطهّر أقامت كردند واز قبايل عرب واعراب نواحي ، مرد وزن بسيار بديشان پيوستند . وروزى دو بدان جاى بماندند ونوحه‌گريها كردند وگريبانها چاك نمودند . ودر كنار مدينهء رسول ، امام علىّ بن الحسين عليه السلام فرود آمد ورحل بيفكند وخيمه‌ها برافراشت . وبشير بن حذلم را كه از جانب نعمان بن بشير قائد ورائد آن جمع بود ، بخواند وفرمود : پدر تو شعر نيكو گفتى تو نيز شعر نيكو توانى ؟ گفت : نعم يا بن رسول اللّه ! فرمود : با مدينه شو ومردم مدينه را به شعري دو از اين مصاب عظيم وقدوم آل رسول خبر ده . بشير بر ناقة برنشست وبه مدينه شد وچون به مسجد رسول رسيد ، آواز به